در جهان سیاستزده امروز، هر تصویر یک موضع است و هر قاب، بازتاب یک جبههگیری استراتژیک.
عکس یادگاری علیرضا فغانی با رئیسجمهور آمریکا ، نه در خلأ اتفاق افتاد، و نه میتوان آن را در پوشش «ورزش و بیطرفی» پنهان کرد. این تصویر در دورانی منتشر شد که هنوز بوی سوختگی خاک ایران، پس از حملات اسرائیل در جنگ دوازدهروزه اخیر، از حافظه مردم نرفته است؛ حملاتی که نهتنها بیسابقه بودند، بلکه با پوشش سیاسی کامل دولت آمریکا ممکن شدند؛ دولتی به رهبری کسی که فغانی امشب کنار او ایستاد.
ایستادن کنار دونالد ترامپ، در متن ژئوپلیتیک امروز، فقط یک دیدار ساده نیست. این یک پیام است:
پیامی به افکار عمومی که میگوید “من مشکلی ندارم کنار کسی بایستم که خاک کشورم را هدف قرار داد.”
این بیتفاوتی، در قاموس ملیگرایی، جُرم است؛ در قاموس انسانیت، خیانت به حافظه جمعیست.
در حالیکه هنوز حملات موشکی و سایبری به زیرساختهای ایران در رسانههای رسمی تحلیل میشود، در حالیکه مردم در فضای مجازی با هشتگها و کمپینها خواستار پاسخاند، یکی از چهرههای شناختهشدهی کشور، خود را در قاب کسی ثبت میکند که بر آن حملهها مهر تأیید گذاشت.
این عکس، به سرعت در ذهن مخاطب ایرانی رمزگشایی میشود:
سکوت مقابل تجاوز = تأیید تجاوز.
این تصویر، وجدان ملی را تحریک میکند؛ نه فقط به خاطر گذشته ترامپ، بلکه به خاطر حالِ ایران.
این عکس، فغانی را از یک چهره ورزشی، به سوژهای سیاسی تبدیل کرد؛ آن هم نه در جبهه مردم، بلکه در سوی مقابل.
برخی صحنهها، با هیچ تکنیک داوری قابل برگشت نیستند.
علیرضا فغانی، با آن عکس، از مستطیل سبز خارج شد و وارد میدان قضاوت تاریخی ملت شد.
نه با سوت، بلکه با سکوت.
نه با کارت قرمز، بلکه با لبخندی که در تاریکی ثبت شد.
در روزهایی که ایران زیر آتش رفت و هنوز هم جغرافیای آن حملات تحلیل میشود، این تصویر، توهینی مستقیم به حافظه سرزمینی ماست. تاریخ ثبت میکند:
داوری که کنار پرچم دشمن ایستاد.
و اما یک جمله برای خودت، از زبان مردم ایران:
تو که باید در زمین عدالت، بازیکن خشن و ناجوانمرد را با کارت قرمز اخراج میکردی،
امشب داوری نکردی؛ قضاوت شدی.
انتظار این بود که تنها جایزهات را بگیری، نه اینکه با جنایتکار دست بدهی و عکس بگیری.
امشب، باید کارت قرمز مردم ایران را به ترامپ میدادی، اما در عوض، کارت وطنفروشی را به خودت نشان دادی.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















