در روزگار ما، آب دیگر صرفاً یک عنصر طبیعی برای رفع تشنگی یا آبیاری نیست. آب، بهمثابه یک “منبع ژئوپلیتیکی”، آرامآرام به ساحت بازیهای قدرت، میدانهای عملیات روانی، و موضوعات راهبردیِ توسعه یا فروپاشی ملتها گام نهاده است.
در ایران، این گذار تمدنی و حساس، همزمان با بحرانیشدن اقلیم، فرسودگی زیرساختها، و نیز انکار رسانهای نقش انرژی هستهای در تأمین منابع پایدار، به نقطهای خطرناک رسیده است.
در میانهی تابستانی داغ، مردم با قطعی آب و برق مواجهاند، اما جنگ واقعی، نه در لولهها و کابلها، که در ذهنها و ادراکها در جریان است. آب، سوژهای رسانهای شده است؛ موضوعی که بیش از آنکه در میدان منابع طبیعی تحلیل شود، در میدان روایتها، انگارهها و عملیات روانی صورتبندی میگردد.
آب، انرژی، و تکنولوژی؛ مثلث گمشده توسعه در ایران
در کشورهای توسعهیافته، آب و انرژی دو بازوی تکنولوژی هستند، نه دو قربانی آن. نیروگاههای برق بهواسطه سوختهای هستهای تغذیه میشوند؛ انرژی حاصل از شکافت اتمی، آب را به گردش درمیآورد، برق تولید میکند، و صنایع را فعال نگه میدارد. مصرف خانگی با سیستمهای هوشمند تنظیم میشود؛ خانوادهها با «کارت حافظهدار انرژی» مصرف خود را شارژ و مدیریت میکنند.
اما در ایران، همانگاه که گامی بهسوی فناوریهای نوین، از جمله انرژی هستهای، برداشته میشود، دشمن در قالب تروریسم فناورانه، تحریم هدفمند، یا عملیات تخریبی علیه سایتهای حساس وارد میشود. هدف روشن است: ایران نباید مستقل از بازار جهانی انرژی شود. باید همچنان واردکننده سوخت گران، مصرفکننده برق وارداتی و گیرنده فناوریهای مستعمل باشد.
مهندسی تشنگی؛ جنگ ادراکی علیه حق مسلم ملتها
اگر در گذشته نفت، ابزار سلطه بر ملتها بود، امروز آب و برق، ابزارِ به زانو درآوردن ملتهای مستقل شدهاند. مهندسی تشنگی، واژهای دقیق برای توصیف این وضعیت است؛ فرآیندی که طی آن، مردم را نه با توپ و تانک، بلکه با بیآبی، خاموشی، و گرما، به پذیرش سازش و عقبنشینی از حقوق خود وادار میکنند.
در چنین شرایطی، رسانهها بهجای دفاع از حق ملتها، با کلیدواژههایی نظیر «ناکارآمدی»، «مدیریت ناتوان» یا «بحران داخلی»، انگشت اتهام را فقط به سمت داخل میگیرند؛ بدون آنکه بپرسند چرا دستیابی ایران به انرژی هستهای، چنین حساسیتبرانگیز است؟ چرا هر پیشرفتی، با انفجار یا خرابکاری پاسخ داده میشود؟
راهحل چیست؟
در جهانی که آب نیز سیاسی شده، بیتفاوتی به فناوری، غفلت از دیپلماسی و نداشتن روایت منسجم، مساوی است با تسلیم. ما باید:
انرژی هستهای را نه فقط حق، که الزام تمدنی بدانیم.
فرهنگ مصرف را بهروز و دانشپایه کنیم.
زیرساختها را مقاومسازی و از تکیه بر سوختهای سنتی عبور کنیم.
در میدان رسانه، تصویر واقعیِ جنگ بر سر منابع را افشا کنیم.
جمعبندی:
آب، آینه تمدن بشر است. همانطور که در لحظه مرگ، تنها چیزی که جسد انسان را تطهیر میکند، آب است، در لحظه بحران نیز، جامعه را جز آب پاک، نجاتی نیست. اما این آب، باید از سیاستزدگی پاک شود و در مدار عقل، علم، تکنولوژی و ایمان به توان ملی قرار گیرد.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















