در روزی که برق شهر قطع شد، دفتر نماینده مردم ایلام، دکتر سارا فلاحی، با حضور میدانی خود، نشان داد که «برق خدمت» هرگز خاموش نمی‌شود.

در میانه‌ی مرداد، هنگامی که حرارت آفتاب با شدت بی‌سابقه‌ای شهر ایلام را در می‌نوردید و سازوکارهای روزمره‌ی شهروندان با قطعی برق مختل شده بود، صحنه‌ای کم‌نظیر در دفتر نمایندگی دکتر سارا فلاحی رقم خورد؛ صحنه‌ای که تجلی عملی از «کنش‌گری اجتماعی مسئولانه» و «نظریه اعتماد اجتماعی» در متن روابط قدرت بود.

طبق برنامه‌ زمان‌بندی‌شده شرکت برق، حوالی ساعت سه بعدازظهر، برق منطقه‌ای که دفتر نماینده مجلس در آن قرار دارد، قطع شد. با این حال، برخلاف تصور رایج که در چنین شرایطی فعالیت‌های اداری به حال تعلیق درمی‌آید، فرآیند پاسخ‌گویی و دیدارهای مردمی نه‌تنها متوقف نشد، بلکه با حضور پرتعداد شهروندان از طیف‌های مختلف اجتماعی، شور و حیاتی دوچندان یافت.

مردمی که به این دفتر آمده بودند، تنها متقاضی دریافت خدمات نبودند؛ آنان حامل سرمایه نمادینی به نام «اعتماد سیاسی» بودند. از بخش‌ها و روستاهای استان گرفته تا شهر ایلام، مراجعه‌کنندگان، به‌صورت فردی یا گروهی، با نگاهی امیدوار، در سالن انتظار دفتر نماینده نشسته بودند؛ نه برای بهره‌مندی از سرمای کولر یا نور لامپ، بلکه برای دریافت گوش شنوایی و دستی یاری‌گر در بحبوحه بحران‌های اقتصادی و اجتماعی.

در علم جامعه‌شناسی سیاسی، لحظه‌هایی از این‌ دست، مصداق کامل «بازآفرینی سرمایه اجتماعی در فضای رسمی» به شمار می‌روند؛ یعنی جایی که نهاد منتخب، نه در قالب ساختار خشک بروکراتیک، بلکه به‌مثابه نهادی انسانی، مردمی و اخلاق‌مدار با جامعه وارد تعامل می‌شود. دفتر دکتر فلاحی، در این روز، نه‌فقط به‌مثابه مکان فیزیکی، بلکه به‌عنوان فضای اجتماعی زنده‌ای ظاهر شد که کارویژه اصلی‌اش، بازتولید اعتماد عمومی در فضای بی‌اعتمادی گسترده بود.

قطعی برق، در این روایت، نه تهدید، بلکه آزمونی برای سنجش «کیفیت ارتباطات انسانی میان حاکمیت و مردم» بود؛ آزمونی که دفتر نمایندگی با سربلندی از آن عبور کرد. در چنین شرایطی، “سکوت لامپ‌ها”، در برابر “طنین پاسخ‌گویی”، رنگ باخت.

ادیسون برق را اختراع کرد تا زندگی انسان‌ها روشن‌تر و آسوده‌تر شود؛ اما امروز در ایلام، زن نماینده‌ای از دیار کلهر، «برق خدمت» را با تعهدی جهادی و بی‌وقفه بازتعریف کرد. در عصره‌ای که فناوری و تکنولوژی شرط کافی برای رضایت اجتماعی نیستند، این تعهد انسانی و اخلاقی نماینده مردم بود که همچون چراغی روشن، قلب‌های مردم را گرم نگه داشت.

در زمانی که بسیاری از نخبگان سیاسی خود را پشت دیوارهای اداری پنهان کرده‌اند، سارا فلاحی نه در موضع تماشاگر، که در متن میدان، در کنار مردم ایستاده بود.

در تحلیل نهایی، این روز جمعه را باید نماد پیوند عمیق میان «نمایندگی واقعی» و «مردم‌باوری اصیل» دانست. در روزگار بحران و فرسایش سرمایه اجتماعی، روشنایی حاصل از چنین رفتارهایی است که امید را در تاریکی‌ها می‌تاباند.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده