در روزهای اخیر، بیانیه اصلاحطلبان و اظهارنظرهای حجتالاسلام دکتر حسن روحانی، رئیسجمهور اسبق، و دکتر جواد ظریف، وزیر اسبق امور خارجه، بار دیگر نقاب از چهره سیاستورزی غیرواقعی برداشت. این بیانیهها، اگرچه در قالب زبان دیپلماتیک و تدافعی عرضه شدند، عملاً پیامی روشن منتقل کردند: عقبنشینی از اصول ملی و هستهای و پذیرش بیچونوچرای شروط آمریکا. تصویری که به شکل غیرمستقیم در ذهن مخاطب شکل گرفت، حکایت از آن دارد که به جای زلنسکی در میدان مقاومت، حجتالاسلام دکتر روحانی و دکتر ظریف در مقابل ترامپ زلف قرمز زانو زده و با حقارت به زورگوییهای بینالمللی تن دادهاند. این تصویرسازی مجازی، نشاندهنده ترس و منفعلبودن برخی سیاستمداران در بزنگاههای حیاتی است.
اصلاحطلبان که همواره مدعی دانش، کارآمدی و گفتمان آزادی هستند، اکنون باید پاسخ دهند که چرا با حضور جریان خود در رأس دولت، بسیاری از قوانین ابلاغی مجلس اجرا نمیشوند و کشور در مدیریت منابع حیاتی مانند آب و برق به بحران رسیده است. آیا مذاکره با آمریکا سدها را پرآب میکند؟ آیا نیروگاههایی که طی بیش از سه دهه ساخته نشدهاند، یکشبه تکمیل خواهند شد؟ این سؤالات نه تنها بیپاسخ مانده، بلکه بخشی از بحران اعتماد عمومی را نیز بازنمایی میکند.
سیاست بدون صداقت، تنها یک نمایش است و افکار عمومی آن را میبیند. نگارنده، با افتخار، گفتمان اصولگرایی را میپذیرد و هیچ تعصبی نسبت به اشخاص سیاسی ندارد. دکتر جلیلی، سیاستمداری با سواد و وطنپرست، اگرچه تجربه مدیریت ارشد کشور را ندارد، اما تصویر فعلی دولت اصلاحطلب نشان میدهد که فقدان تجربه و تصمیمگیریهای ضعیف چگونه بر زندگی روزمره مردم اثر گذاشته است.
واقعیت تلخ این است: وقتی تأمین آب و برق به نتایج مذاکرات خارجی گره زده میشود، این وابستگی مستقیم، نه تنها مشروعیت ندارد، بلکه توان ملی و نخبگانی کشور را نادیده میگیرد. اگر اصلاحطلبان واقعاً به ظرفیت داخلی ایران باور دارند، چرا این التماس برای تسلیم و مذاکره بیپایان مطرح میشود؟ شهروندان ساده، شایسته پاسخ روشن و قابل اتکا هستند؛ نه تصویرسازیهای مجازی و وعدههای تبلیغاتی.
این یادداشت نه انتقاد کورکورانه است، نه مخالفت با دیپلماسی. بلکه دعوتی است به شفافیت، پاسخگویی و بازاندیشی در سیاستورزی، تا گفتمان اصلاحات و اصولگرایی، هر دو، به جای شعار و تصویرسازی، پاسخگو و اثرگذار باشند
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















