نتایج کنکور سراسری ۱۴۰۴ هنوز ساعاتی بیشتر از اعلامش نگذشته بود که نام «آترینا فرهمند»، دختر نوجوانی از مشهد، بر سر زبانها افتاد؛ دختری که با تلاش و پشتکار به رتبه نخست علوم تجربی رسید و در نخستین گفتوگوی خود با صراحت گفت: «ایران را ترک نمیکنم، حتی پزشکی مشهد را انتخاب میکنم و به تهران هم نمیروم.» سخنی ساده اما پرمعنا؛ پاسخی که برای بسیاری نشانهای از وطندوستی و دلبستگی به سرزمین بود، اما همان جرقه کافی بود تا موجی از حاشیهسازی در فضای مجازی به راه بیفتد.
از تحسین تا تخریب؛ دو روی سکه شهرت
چند ساعت پس از انتشار ویدئو، برخی کاربران با ورود به حریم خصوصی این رتبه برتر، سفرهای شخصی و پوشش او را دستاویز انتقاد قرار دادند. روز بعد نیز وقتی آترینا دختران ایرانی را «قوی» نامید، عدهای برچسبهای سیاسی و فمینیستی بر او زدند. این تغییر مسیر از تحسین به تخریب، بیش از آنکه نقدی اجتماعی باشد، انعکاس تنگنظری، حسادت و ناکامیهای شخصی گروهی از جامعه است که موفقیت دیگران را تاب نمیآورند.
عدالت آموزشی یا توجیه ناکامی؟
واقعیت این است که آترینا از خانوادهای باسواد و مرفه برخاسته است. اما آیا این واقعیت، به معنای نفی عدالت آموزشی است؟ عدالت آموزشی یعنی فراهمکردن فرصت برابر برای تمام دانشآموزان از هر دهک اقتصادی؛ یعنی دولتی که مدارس را استاندارد کند، معلم را توانمند سازد و ابزارهای یادگیری را در دسترس همگان قرار دهد. اما تقلیل عدالت آموزشی به موفقیت یک دختر نوجوان، در حقیقت پاککردن صورت مسئله است. جامعهای که هر پیروزی فردی را به «تورم و تضاد طبقاتی» گره میزند، ناخواسته راه را برای توجیه ناکامی و تنبلی باز میکند.
والدین، تربیت و خطای آزادی افراطی
فراتر از نظام آموزشی، بخشی از بحران کنونی به سبک تربیتی خانوادهها بازمیگردد. والدینی که فرزندانشان را بدون چارچوب در فضای مجازی رها کردهاند، ساعات مطالعاتی را با کافهنشینی و سرگرمیهای زودگذر جایگزین کردهاند و در عین حال، انتظار دستیابی به رشتههای پرطرفدار را دارند. پزشکی، مهندسی یا خلبانی برای همه نوشته نشده است. هر نوجوان باید بر اساس استعداد واقعیاش هدایت شود، نه رؤیای والدین. شکست در این آزمون، نه به معنای بیعدالتی، بلکه نتیجه نادیدهگرفتن ظرفیتهای فردی است.
حاشیههایی که روح نسل جوان را زخمی میکند
آترینا فرهمند نه تنها یک رتبه برتر، بلکه نماد امید و تلاش نوجوانانی است رویای خود را رها نکردهاند. هجمه به چنین الگوهایی، زخمی عمیق بر روح دانشآموزان میزند؛ زخمی که میتواند آنان را از مسیر امید و انگیزه دور کند و به دام سرخوردگی و بیاعتمادی بکشاند.
کنکور همچنان معیاری مهم برای آینده تحصیلی جوانان ایرانی است؛ اما آنچه بیش از رتبهها اهمیت دارد، حفظ کرامت، امنیت روانی و آرامش دانشآموزان موفق است. عدالت آموزشی مطالبهای حیاتی است، اما تحقق آن نه با تخریب نوجوانان برتر، بلکه با اصلاح سیاستهای آموزشی و بازنگری در شیوه تربیتی خانوادهها ممکن خواهد شد.
هجمه و تخریب، یکی از عوامل اصلی مهاجرت نخبگان از کشور است؛ اگر میخواهیم سرمایه انسانی را حفظ کنیم، باید رفتار مجازی خود را اصلاح کنیم. کنکور امسال نخبگان بسیاری را به جامعه معرفی کرده است؛ بیاییم به آنها افتخار کنیم، با نقد سازنده برای تحقق عدالت آموزشی تلاش کنیم و مهمتر از همه، نخبگان خود را منزوی نکنیم.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















