همان‌طور که نبش قبر اموات عملی شنیع است، آتش زدن جنگل‌ها نیز خیانتی نابخشودنی است؛ امروز قانون باید به دادخواهی طبیعت برخیزد.

تابستان ۱۴۰۴ رو به پایان است؛ تابستانی که نه‌تنها داغی آفتاب، بلکه داغی آتش‌سوزی‌ها بر دل مردم ایلام نشست. امسال، گرمای هوا رکوردهای گذشته را شکست؛ ماندگاری دمای طاقت‌فرسا بیش از همیشه شد و هم‌زمان بحران ناترازی آب و برق، زندگی روزمره را به شدت تحت فشار قرار داد. در چنین شرایطی، سایه یک درخت می‌توانست نعمتی برای تنفس انسان خسته باشد، اما متأسفانه همان درختان و مراتعی که باید مأمن آرامش باشند، قربانی شعله‌هایی شدند که دست‌های انسانی – آگاهانه یا ناآگاهانه – آن را برافروخت.

ایلام، استانی که به «نگین سبز زاگرس» شهرت دارد، سال‌هاست با بحران آتش‌سوزی‌های جنگلی دست‌به‌گریبان است. اما آنچه این بار نگرانی‌ها را دوچندان می‌کند، تکرار عامدانه یا سهوی این فاجعه‌هاست. آیا کسانی که با یک کبریت، شعله‌ای کوچک را به آتشی مهیب بدل می‌کنند، شایسته نام انسان‌اند یا باید آنان را «انسان‌نما» دانست؛ موجوداتی که به‌ظاهر انسان‌اند اما از درک ابتدایی‌ترین مفاهیم کرامت انسانی و حرمت طبیعت محروم مانده‌اند؟

تصور کنید ایلام بدون کوه، بدون درخت، بدون سبزی و بدون نفس طبیعت. آیا می‌توان در چنین سرزمینی زیست؟ آیا می‌توان احساس امنیت و آرامش کرد؟ زمین، بستر مقدسی است که خداوند برای کمال انسان آفرید؛ خاکی که انسان از آن برآمده و در نهایت به آن بازخواهد گشت. همان‌گونه که نبش قبر اموات عملی شنیع و نابخشودنی است، آتش‌زدن عمدی جنگل‌ها نیز چیزی جز «نبش قبر طبیعت» نیست؛ گناهی بزرگ و جرمی نابخشودنی که آثار آن نه‌تنها نسل حاضر، بلکه نسل‌های آینده را نیز می‌سوزاند.

در ادبیات حقوق محیط زیست، تخریب منابع طبیعی، مصداق بارز «جنایت علیه محیط زیست» است. بسیاری از کشورها مجازات‌های سنگینی برای عاملان این‌گونه آتش‌افروزی‌ها در نظر گرفته‌اند، زیرا فهمیده‌اند که جنگل، مرتع و آب و خاک، صرفاً سرمایه‌های طبیعی نیستند، بلکه «سرمایه‌های امنیتی و حیاتی» یک ملت محسوب می‌شوند. بی‌تفاوتی در برابر نابودی جنگل‌ها به معنای پذیرش تدریجی بحران‌های اجتماعی، مهاجرت‌های اجباری، فرسایش هویت محلی و حتی تهدید امنیت ملی است.

قانون باید به دادخواهی زمین برخیزد. همان‌طور که برای حفظ حرمت انسان، مجازات سختی برای نبش قبر تعیین شده است، باید برای کسانی که عمداً یا سهواً آتش به جان طبیعت می‌اندازند نیز احکام بازدارنده و سنگینی صادر شود. امروز دیگر نمی‌توان آتش‌سوزی‌های پی‌درپی را فقط حادثه‌ای ساده یا خطایی سهوی دانست؛ این فاجعه‌ها، زنگ خطری برای حیات ایلام و حتی ایران است.

ایلام، میراث مشترک همه نسل‌هاست. سکوت در برابر آتش‌افروزی‌های عمدی و غیرعمدی، خیانتی است نه‌تنها به تاریخ و فرهنگ این دیار، بلکه به آینده فرزندانمان. باید ایستاد، باید مطالبه کرد و باید مجازات کسانی که طبیعت را می‌سوزانند، همانند جرم‌های سنگین اجتماعی تعریف و اجرا شود. تنها در این صورت است که شعله‌های بی‌رحم آتش، جایشان را به شعله امید و زندگی خواهند داد.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده