دشمن یک دهه پیش این ابزار را طراحی کرد؛ امروز رسالت نیروهای انقلابی و رسانه‌ها جلوگیری از فعال شدن نسخه داخلی آن است.

وقتی از «مکانیسم ماشه» سخن می‌گوییم، باید فراتر از یک بند حقوقی در برجام به آن نگاه کنیم. این سازوکار، در اصل طراحی یک جنگ ادراکی و روانی بود که قدرت‌های غربی از یک دهه پیش روی میز گذاشته بودند. هدف آنان، نه صرفاً اعمال فشار حقوقی، بلکه ایجاد اختلال در محاسبات نخبگان سیاسی ایران و مهندسی افکار عمومی در داخل کشور بود.

متأسفانه، در همان سال‌های نخستین مذاکرات، برخی مجریان ساده‌لوح و شیفته غرب، به جای شنیدن صدای منتقدان و دلسوزان انقلاب، چشم خود را بر واقعیت بستند و با تکرار این گزاره دروغین که «مکانیسم ماشه وجود ندارد»، بذر غفلت را کاشتند. نتیجه آن شد که امروز، دشمنان با فعال‌سازی همین بند، ادبیات تهدید را بازتولید می‌کنند و در داخل نیز جریانی غرب‌زده می‌کوشد این تهدید را به بستری برای دو قطبی‌سازی جامعه تبدیل کند.

اکنون پرسش اساسی این است:
آیا قرار است بار دیگر، «مکانیسم بی‌تدبیری» در سیاست داخلی فعال شود؟
آیا باید اجازه داد جریان‌های فرصت‌طلب، با مناظره‌های فرسایشی و روایت‌های تحریف‌شده، آرامش سیاسی کشور را به میدان نزاع و تفرقه بدل کنند؟

پاسخ روشن است. وظیفه نخبگان انقلابی و دلسوزان نظام، نه غرق شدن در گذشته و نه افتادن در دام مقصرسازی‌های تکراری است؛ بلکه صیانت از سرمایه اجتماعی، تقویت وحدت ملی و کمک به دولت چهاردهم برای عبور هوشمندانه از این میدان پیچیده است.

مراقب باشیم؛ دشمنان می‌خواهند ماشه جنگ ادراکی را بکشند، اما خطر بزرگ‌تر آن است که در داخل، ماشه بی‌تدبیری، دوقطبی و تفرقه فعال شود. این همان جایی است که باید هوشیار ماند و به جای جدل‌های بی‌ثمر، در سنگر عقلانیت و انسجام ایستاد.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده