در هفتههای اخیر، فضای مجازی ایلام بار دیگر به میدان جدال میان دو نگاه تبدیل شده است:
از یکسو نخبگان، فعالان سیاسی، زنان و جوانانی که خواهان پاسخگویی و شفافیت در انتصابات مدیریتی هستند؛
و از سوی دیگر، کسانی که این نقدها را «هیاهو»، «سهمخواهی» یا «ادامهی فضای انتخاباتی» مینامند.
در میانهی این دو صدا، پرسشی بنیادین شکل گرفته است: آیا مطالبهگری مدنی، تخریب است؟
ایلام امروز بیش از هر زمان دیگری به گفتوگوی اجتماعی و بازتعریف رابطهی میان جامعه و حاکمیت نیاز دارد.
در جامعهای که هنوز بسیاری از سازوکارهای رسمی مشارکت — از شوراهای اطلاعرسانی گرفته تا حضور مؤثر زنان و جوانان در مدیریت — فعال نشدهاند، فضای مجازی ناگزیر به تریبون اصلی نقد و مطالبه تبدیل میشود.
این واقعیتی اجتماعی است، نه یک تهدید.
با اینحال، در برخی یادداشتها و موضعگیریها، منتقدان به «عقدهمندان مجازی» یا «فریادگران بیعمل» تشبیه میشوند.
این زبان، هرچند در ظاهر دعوت به آرامش میکند، در عمق خود نوعی بیاعتنایی به حق نقد را بازتولید میکند.
وقتی از شهروند خواسته میشود «سکوت کند تا مدیران کارشان را بکنند»،
در حقیقت از او خواسته میشود در ساختن آیندهاش نقشی نداشته باشد.
اما جامعهای که نقد را به سکوت تقلیل دهد، دیر یا زود اعتماد را از دست میدهد.
نقد اگر خاموش شود، نارضایتی زیرزمینی میشود؛
و نارضایتی پنهان، بزرگترین مانع توسعه است.
آنچه امروز در ایلام جریان دارد، بیش از آنکه نزاع میان تخریبگران و سازندگان باشد، تعارض میان دو تعریف از توسعه است:
توسعهای از بالا که بهدنبال آرامش بیصداست،
و توسعهای از پایین که بر پایهی مشارکت، گفتوگو و شفافیت بنا میشود.
اگر مدیران به راستی به آبادانی استان میاندیشند، باید نقدهای جوانان و کنشگران را نه تهدید، بلکه فرصت بدانند؛
فرصتی برای بازسازی اعتماد عمومی.
جامعهای که نخبگانش میپرسند «چرا انتصابات شفاف نیست؟ چرا زنان سهمی در مدیریت ندارند؟ چرا وعدههای انتخاباتی اجرا نمیشود؟»،
جامعهای زنده است.
و زندهبودن جامعه، نشانهی رشد است، نه بینظمی.
منتقدان بهدنبال سهمخواهی نیستند، بلکه بهدنبال دیدهشدن سهم اجتماعی خودند.
و تا وقتی سازوکار گفتوگوی نهادمند شکل نگیرد، فضای مجازی تنها تریبون آنان خواهد بود — حتی اگر به مذاق مدیران خوش نیاید.
دموکراسی فقط در روز انتخابات معنا ندارد.
فرایندِ نظارت، پرسش و نقدِ پس از انتخابات، روح دموکراسی است.
ستادهای انتخاباتی اگر پس از انتخابات به حلقههای فکری و نهادهای مدنی تبدیل شوند، این نه ضعف، بلکه نشانهی بلوغ سیاسی جامعه است.
دلسوزیِ واقعی برای ایلام، به معنای خاموشکردن صداها نیست، بلکه شنیدنِ همهی صداهاست — حتی آنها که خوشایند قدرت نیستند.
در نهایت باید گفت:
فرهیختگی در همراهی کورکورانه نیست، در گفتوگوی نقادانه است.
نقد، اگر با نیت اصلاح بیان شود، بزرگترین خدمت به توسعه است؛
اما نادیدهگرفتن نقد، بزرگترین بیعدالتی در حق مردم است.
ایلام به سکوت نیاز ندارد، به گفتوگوی صادقانه نیاز دارد.
و تا زمانی که این گفتوگو شکل نگیرد، هر فریادی در فضای مجازی پژواکِ خلأ ساختارهای رسمی خواهد بود — نه دشمنی با توسعه.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















