در یکی از جنجالیترین سخنرانیهای دوران ریاستجمهوریاش، دونالد ترامپ بیپرده اعتراف کرد که ایالات متحده میلیاردها دلار در حوزه فضای مجازی و فرهنگی برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران هزینه کرده است. جملهای که شاید در ظاهر، یک تحلیل سیاسی ساده بهنظر برسد، اما در عمق خود، پرده از واقعیتی بزرگتر برمیدارد:
جنگ امروز، دیگر در میدانهای نبرد نظامی نیست؛ در میدان روایت و ادراک افکار عمومی جریان دارد.
وقتی رئیسجمهور آمریکا از سرمایهگذاری رسانهای و فرهنگی علیه ایران سخن میگوید، یعنی اتاق فکر غرب به این نتیجه رسیده که شکست ایران نه با تحریم، بلکه با تهاجم ذهنی و القای ضعف در داخل ممکن است. جنگی که مهمات آن، «دروغ»، «ناامیدی» و «تحریف» است و سربازانش، رسانههای وابسته و جریانهای داخلی همصدای بیگانهاند.
امروز، در امتداد همان راهبرد، برخی چهرههای آشنا – از رئیسجمهور اسبق گرفته تا وزیران و مشاوران دیروز – دوباره با کلیدواژهی فریبندهی «مذاکره» و «تعامل التماسی» به میدان آمدهاند. گویی مأموریتشان نه تحلیل واقعیت، بلکه بازتولید همان پروژهای است که ترامپ از آن سخن گفت: تضعیف اعتماد مردم به توان ملی. ترامپ حتی در سخنرانیاش تهدید کرد که کسانی را که دلار دریافت کرده و در برابر این پروژه اقدامی نکردهاند، علنی معرفی و امتیازات یا روابطشان را قطع خواهد کرد — و اینکه تا چه اندازه روشن است چه کسانی از آمریکا دلار گرفتهاند تا برای تحمیل مذاکره تلاش کنند، خود گویای واقعیت تلخی است.
در این میدان پیچیدهی جنگ شناختی، دفاع صرفاً با دیپلماسی ممکن نیست؛ بلکه با بصیرت رسانهای، جهاد تبیین و هوشیاری ملی باید در برابر لشکر دروغ ایستاد. تجربه نشان داده هرگاه ملت در برابر فشار خارجی متحد و آگاه بوده، پروژهی دشمن در همان نقطه شکست خورده است.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















