تعطیلی چرخه‌های صنعتی و هسته‌ای، خطای محاسباتی در دیپلماسی و پیامدهای معیشتی آن، بخشی از واقعیتی است که هنوز روایت رسمی ندارد. تهدید لایه‌های اطلاع‌رسانی، جایگزین پاسخگویی نمی‌شود. این پرونده از جنس امنیت ملی است و باید روی میز رسیدگی رسمی قرار گیرد.

فضای سیاسی کشور بار دیگر شاهد بازتولید همان منطق آشناست:
به جای باز کردن قفل حقیقت، زبان منتقدان را قفل کنید.
حسام‌الدین آشنا، مشاور ارشد دولت روحانی، به جای ارایه روایت مستند از دوره‌ای که تصمیماتش مسیر اقتصاد و امنیت ملی را تغییر داد، از «تهدید به سکوت» آغاز می‌کند؛ گویی هنوز همان اتاق فکر قدیمی اداره روان ـ فضای افکار عمومی را در ذهن خود بازسازی می‌کند.

اما تجربه نزدیک تاریخی، خلاف این راهبرد را نشان داده است. هر بار یک زبان از درون دولت باز شد، بخشی از سازوکار تصمیمات پرهزینه عیان گردید:
زبان ولی‌الله سیف از بی‌سامانی فروش سکه در اتاق‌های بسته تصمیم‌گیری،
زبان تاجگردون از اطلاع از فعال شدن مکانیسم ماشه،
و اکنون افکار عمومی منتظر است زبان‌های دیگری درباره تعطیل چرخه‌های صنعتی، توقف سامانه‌های هسته‌ای، قفل شدن کشاورزی وابسته به اورانیوم و تبعات برجام بر امنیت ملی باز شود.

مسأله اصلی این نیست که روحانی و ظریف چه می‌گویند یا چه نمی‌گویند؛
مسأله این است که در کدام نظام عقلانیِ سیاسی، مشاوران دولت حق دارند منتقدان را تهدید کنند تا مقاماتی که با ترک فعل، اعتمادسازی یک‌طرفه و تصمیمات پرخسارت، زندگی مردم را سخت کرده‌اند، در مصونیت بمانند؟

عدالت اقتضا می‌کند پرونده برجام و شبکه تصمیمات اقتصادیِ همزمان آن نه با روایت‌سازی در توییتر، که در میز رسیدگی رسمی و مستند بازخوانی شود.
مسوولیت‌گریزی با «توییت، تحریف و تهدید» دوام ندارد. افکار عمومی از دوره مماشات عبور کرده است. امروز پرونده چرخه‌های صنعتی خاموش، زیست‌جهان مردم در رکود تورمی و ریزش امید اجتماعی، نیازمند روشن شدن است نه تولید غبار روانی.

اگر شجاعت سیاسی وجود دارد ـ که ادعا می‌شود ـ پس لطفاً به جای هشدار برای سکوت، تمام آنچه می‌دانید را صریح بیان کنید؛ نه تنها از زبان خود، بلکه آنچه از روحانی و ظریف در اتاق‌های دربسته باقی مانده.
تاریخ با روایت‌های موهوم قانع نمی‌شود؛ صورت‌جلسه حقیقت را باید علنی کرد.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده