هر زائر فاطمیه، در حقیقت زائر فلسفه‌ی آفرینش است؛ زیرا در هر سلام بر فاطمه(س)، حقیقتِ خلقت بازخوانی می‌شود و در هر اشک، سطر تازه‌ای از معرفت نوشته می‌گردد.

در دهه‌ی فاطمیه، عالم در اندوه نوری می‌گرید که از جنس جسم نبود، بلکه حقیقتِ وجود بود.
فاطمه(س)، سرّ مستورِ هستی است؛ نوری که در کربلا، در تجسد حسین(ع) ظهور کرد تا معنا به خون بازگردد.

کربلا، استمرار فاطمیه است؛
جایی که پهلوی مادر در سینه‌ی فرزند تکرار شد و شهادت، به زبان عشق، فلسفه‌ی هستی را معنا کرد.

در این وادی، یاس تنها گل نیست،
تجلی «وجود محجوب» است؛ عطری که عقل از درکش عاجز است و دل در آستانش سجده می‌کند.
آری، هر ذره‌ی کربلا بوی یاس می‌دهد،
زیرا هر حقیقتی در نهایت، به فاطمه می‌رسد.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده