بازارچه چیلات؛ وقتی شعارهای بلندمدت با واقعیت نیمه‌تمام زیرساخت‌ها تصادف می‌کنند و وعده‌ها جلوتر از اجرا می‌دوند.

طرح افق صد ساله برای بازارچه چیلات در حالی مطرح می‌شود که زیرساخت‌های حیاتی استان ایلام ـ از جاده و آب شرب تا صنعت و انرژی ـ هنوز در مرحله‌ی تثبیت ابتدایی‌اند. این تناقض، نشانه‌ی نظام گفتاری توسعه‌نما در مدیریت منطقه‌ای است؛ نظامی که به جای تمرکز بر «تحقق‌پذیری»، در دام «لفاظی آینده‌نگر» گرفتار شده است.

در منطق توسعه‌ی پایدار، «افق بلندمدت» محصولِ ثبات ساختار تصمیم‌سازی، بودجه‌ی پایدار، و پیوست نهادی است؛ نه صرفاً اراده‌ی شخصی یا ادبیات شعاری. در حالی‌که ایلام هنوز از فقدان «طرح جامع توسعه‌ی مرزها» رنج می‌برد، سخن گفتن از افق صد ساله، بیشتر به خطابه‌ی سیاسی شباهت دارد تا برنامه‌ریزی ساختاریافته.

مرز چیلات می‌تواند فرصت ژئواکونومیک بی‌نظیری برای دهلران باشد، اما این فرصت زمانی بالفعل می‌شود که «مدیریت مرز» از تصمیم‌های مقطعی و پروژه‌محور به سیاست‌گذاری راهبردی و متصل به اقتصاد منطقه‌ای عراق تغییر ماهیت دهد. تشکیل کمیته‌های جدید بدون ساختار داده‌محور و نظام نظارت اجرایی، به‌جای حل مسئله، لایه‌ی تازه‌ای از بوروکراسی اداری بی‌ثمر خواهد ساخت.

از سوی دیگر، وعده‌ی بهره‌برداری موقت تا اربعین آینده، در کنار ادعای طراحی صد ساله، ترکیبی از دو منطق متضاد توسعه است: «شتاب در کوتاه‌مدت» و «پایداری در بلندمدت»؛ این دو بدون انسجام نهادی، همدیگر را خنثی می‌کنند.

در نهایت، آنچه از دل این نشست بیرون می‌آید، بیش از آن‌که نشانه‌ی آغاز یک افق بلند باشد، بازتابی از مدیریت بی‌افق در پوشش آینده‌نگری است. استان ایلام به جای افق صد ساله، نیازمند ده سال ثبات مدیریتی، بودجه‌ی متمرکز و شفافیت اجرایی است؛ آن‌گاه می‌توان از قرن آینده سخن گفت، نه امروز که حتی نقشه‌ی دقیق چیلات هنوز روی زمین پهن نشده است.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده