در جهان معاصر، «زن» نه صرفاً یک جنس زیستی بلکه یک میدان گفتمانی است؛ میدانی که در آن تمدنها، نظامهای ارزشی و ایدئولوژیها برای تصاحب «معنای زن» درگیرند. در این میانه، فاطمیه بهمثابه یک واقعهی تاریخی و در عین حال یک مفهوم متافیزیکی، نقطهی آغاز بازتعریف زن در هندسهی توحیدی است.
نظام ولایت مطلقه فقیه در ایران، برخلاف نظامهای سکولار که بر پایهی تفکیک حقیقت از قدرت استوارند، بر اساس پیوند معرفت و حاکمیت شکل گرفته است. در این نظام، زن نه در مقام ابژهای رسانهای، بلکه در مقام فاعل تاریخی و حامل معنا حضور دارد. این تلقی، ریشه در سیرهی حضرت فاطمه زهرا (س) دارد؛ زنی که در کوتاهترین عمر، بلندترین حیات معرفتی را رقم زد و به عنوان «مبدأ و مقصد امامت» شناخته شد.
در مقابل، جهان غرب با تمام ادعاهای دموکراتیک و فمینیستی، زن را از ساحت تقدس به کالبد مصرف فروکاست. ایدئولوژی لیبرال، با چهرهای بزکشده از آزادی، زن را در مدار سرمایه به گردش درآورد تا «آزادی» را به «نمایش بدن» ترجمه کند. مردان در ساختار رسمی غرب، با کت و شلوارهای شیک و رفتارهای کنترلشده، نماد قدرت و عقل معرفی میشوند؛ درحالیکه زنان تنها با حضور در ویترین رسانهای و فرهنگی دیده میشوند. بدین ترتیب، تجارت تن و صنعت مد در آمریکا، انگلستان و ترکیه نه انحراف فرهنگی، بلکه استمرار منطقی نظام سرمایهداری است که انسان را به کالا و زن را به ابزار بازنمایی قدرت بدل کرده است.
فتنههای معاصر، از جمله آشوب ۱۴۰۱ در ایران، امتداد همین پروژه است: جنگی نرم برای واژگونسازی معنا و دگرگونسازی الگوی زن فاطمی. رسانههای غربی با راهبرد «دکترین هیجان» و بهرهگیری از شبکههای اجتماعی، کوشیدند تا زن ایرانی را از بستر هویت دینی جدا و در مدار مصرف فرهنگی غرب بازتعریف کنند. ضعف در سیاستگذاری رسانهای و غفلت از حضور نخبگان متعهد در تحلیل گفتمان زن، سبب شد تا در برخی سطوح، واکنشها از جنس هیجان و نه از سنخ عقلانیت فاطمی باشد.
حضرت فاطمه زهرا (س)، در تحلیل سیاسی–دینی، نقطهی تلاقی معرفت و مقاومت است. او نخستین مدافع نظام ولایت بود و از همینرو، نظام ولایت مطلقه فقیه در عصر حاضر، ادامهی طبیعی و تاریخی همان جریان ولایی است که از کوچههای مدینه آغاز شد. استمرار این شجرهی طیبه، تا به امروز، ضامن بقا و هویت تمدن اسلامی–ایرانی است.
از منظر نظریهی قدرت فاطمی، «زن» در نظام اسلامی صرفاً موجودی برای دفاع از اخلاق نیست، بلکه کنشگری معرفتی است که در مهندسی فرهنگی جامعه نقش ساختاری دارد. جمهوری اسلامی، بهدرستی، زن را نه در قالب مصرفگرایی رسانهای، بلکه در مقام «مربی انسان» و «پایهی تمدن ولایی» معرفی میکند. از اینروست که دشمنان این نظام، با همهی ابزارهای رسانهای خود، تلاش دارند تا «زن فاطمی» را به «زن ابزاری» تبدیل کنند، چراکه میدانند فروپاشی هندسهی معرفتی زن، به فروپاشی کل تمدن اسلامی میانجامد.
در نتیجه، هر تحلیلی از وضعیت زن بدون درک نسبت او با ولایت، تحلیلی ناقص است. زن در نگاه اسلام، نه در برابر مرد، بلکه در کنار حقیقت ایستاده است؛ و این حقیقت همان است که در آیینهی فاطمه (س) میدرخشد. در جهان امروز، بازگشت به الگوی فاطمی نه بازگشت به گذشته، بلکه جهشی تمدنی برای بازسازی کرامت انسانی زن در برابر پروژهی سکولار سرمایهداری است.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















