۹ آذر تنها یک مناسبت تاریخی نیست؛ بلکه یادآور نقشی است که جزایر سه‌گانه در کنترل تنگه هرمز، مدیریت کریدور جهانی انرژی و شکل‌دهی به بازدارندگی دریایی ایران ایفا می‌کنند.

۹ آذر نه‌فقط یک مناسبت تقویمی، بلکه بازنمایی یک واقعه بنیادین در تاریخ حاکمیت‌سازی دریایی جمهوری اسلامی ایران است؛ واقعه‌ای که در آن، پیوند سه لایه «ژئوپلیتیک انرژی»، «دکترین دفاعی–بازدارندگی» و «هویت تاریخی–تمدنی ایران در خلیج فارس» تجسم می‌یابد. ثبت این روز به‌عنوان «روز ملی جزایر سه‌گانه» اقدامی است که جایگاه این سه جزیره—ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک—را به‌عنوان یکی از گره‌گاه‌های استراتژیک امنیت ملی ایران تثبیت می‌کند.

۱. جزایر سه‌گانه؛ نقطه اتصال ژئوپلیتیک ایران با هندسه قدرت جهانی

در نظام بین‌الملل معاصر، مفهوم حاکمیت صرفاً به اعمال اقتدار بر خشکی محدود نمی‌شود؛ بلکه بر “حاکمیت دریایی” و توانایی یک کشور در مدیریت کریدورهای انرژی، خطوط کشتیرانی و مرزهای اقتصادی مبتنی است. خلیج فارس، با ۳۰ درصد ذخایر نفتی و بخش مهمی از ذخایر گازی شناخته‌شده جهان، فضای ژئوپلیتیکی در حال رقابت میان قدرت‌های بزرگ است.

جزایر سه‌گانه ایران:

نقطه تسلط بر دهانه ورودی تنگه هرمز

مرکز ثقل کنترل ترافیک انرژی جهان

پایگاه آینده‌محور در سیاست‌های دریایی جمهوری اسلامی

هستند و در تمامی معادلات امنیت منطقه‌ای، بخشی جدایی‌ناپذیر از دکترین بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شوند.

۲. لایه حقوقی حاکمیت ایران؛ از استنادات تاریخی تا تثبیت در عرف بین‌الملل

ادعاهای بی‌پایه مطرح‌شده از سوی برخی بازیگران منطقه‌ای، بیش از آنکه ماهیت حقوقی داشته باشد، برآمده از محاسبات سیاسی و اراده قدرت‌های فرامنطقه‌ای است. در مقابل، اسناد حقوقی ایران بر این جزایر دارای چنان عمقی است که:

از دوره صفوی و قاجار تا عهدنامه‌های قرن بیستم ردیابی می‌شود؛

در آرشیو اسناد ملی ایران و بریتانیا قابل بازیابی است؛

در عرف حقوق بین‌الملل به‌عنوان استمرار اعمال حاکمیت تثبیت شده است؛

و با اقدام عملی ۹ آذر ۱۳۵۰ بار دیگر توسط عمل حاکمیتی تثبیت شده است.

اقدامات جدید مدیریت حقوقی نیروی دریایی ارتش، شامل:

گردآوری و یکپارچه‌سازی اسناد حقوقی،

تدوین «طرح مبانی حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بر جزایر سه‌گانه»،

رسمی‌سازی روز ملی ۹ آذر،

و بازنمایی مستند عملیات بازپس‌گیری

همگی در امتداد تثبیت روایت حقوقی–سیاسی ایران در نظام بین‌الملل قابل تحلیل است.

۳. عملیات ۹ آذر ۱۳۵۰؛ بازسازی امنیت دریایی و تصحیح یک عدم‌تعادل تاریخی

اشغال حدود هفتادساله جزایر توسط بریتانیا عملاً یک اختلال ساختاری در امنیت ملی و ژئوپلیتیک ایران ایجاد کرده بود. عملیات ۹ آذر نه‌تنها بازگرداندن خاک وطن، بلکه:

بازتنظیم توازن امنیتی تنگه هرمز

احیای اقتدار دریایی ایران

و پایان‌بخشیدن به حضور استعماری انگلیس

بود. این عملیات در چارچوب نظریه‌های امنیتی، یک “Operation of Sovereign Correction” محسوب می‌شود؛ یعنی عملیاتی برای بازگرداندن وضعیت طبیعی حاکمیت.

در این عملیات سه شهید والامقام—شهید رضا سوزنچی، شهید حبیب سلگی‌کهریزی و شهید آیت خانی—با ایثار خود «ضریب بازدارندگی ملی» را ارتقا دادند و خون آنان در تاریخ تحولات ژئوپلیتیک خلیج فارس ماندگار شد.

۴. دلالت‌های هویتی و نمادین ۹ آذر در حکمرانی ملی

حاکمیت ایران بر خلیج فارس تنها یک موضوع سرزمینی نیست، بلکه بخشی از ذخیره فرهنگی و هویت تمدنی ایرانیان است؛ هویتی که از هزاران سال پیش در نقشه‌های تاریخی جهان ثبت شده است. ثبت روز ۹ آذر:

یک اقدام هویت‌ساز

یک تقویت‌کننده نمادهای حکمرانی ملی

و یک سپر نرم‌افزاری در برابر جنگ روایت‌ها

محسوب می‌شود. از این منظر، ۹ آذر تبدیل به “دارایی نمادین امنیت ملی” شده است؛ دارایی‌ای که نقش آن در شرایط جنگ ترکیبی، اهمیتی دوچندان یافته است.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده