در ماههای اخیر، گروهی از منتقدان که صداوسیما را با برچسب «میلی» تخطئه میکردند، خود در موقعیتی قرار گرفتهاند که رفتارشان شباهت آشکاری به همان الگوی «میلیبودن» دارد که نقدش میکردند.
این تناقض زمانی آشکارتر شد که خداداد عزیزی در یک برنامه زنده تلویزیونی، بهطور صریح و بدون تعارف، رویکرد رسانهای جریانهای همسو با ترامپ را به رسمیت نشناخت و نسبت به آن موضع انتقادی اتخاذ کرد.
واکنشها از سوی همان منتقدانی صورت گرفت که سالها با ادبیات ترامپیستی، سیاستورزی هیجانی، و بازنمایی یکسویه واقعیت در فضای مجازی شناخته میشدند؛ کسانی که میتوان آنان را «مییلیِ ترامپ» نامید.
همین جریان که در موضوعاتی مانند حجاب و سبک زندگی، سابقهی آشکار در بهکارگیری گفتمان سخت، تقابلی و بعضاً سرکوبگرانه دارد، اینبار با ادعای دفاع از «اخلاق و وقار رسانهای» در برابر خداداد عزیزی صفآرایی کرده است.
این جابهجایی جایگاهها یک نکته مهم را روشن میکند:
جریانهایی که پیشتر در برابر هرگونه نقد، با ادبیات تند پاسخ میدادند، اکنون در مواجهه با یک اظهار نظر فوتبالیست محبوب، ناگهان یاد هنجارهای گفتار، اخلاق رسانهای و ممنوعیت الفاظ مرتبط با بدن افتادهاند؛ گویی معیارهای نقد و آزادی بیان در ذهن آنان، تابعی از شخص گوینده و جهت سیاسی پیام است، نه اصول ثابت رسانهای.
در واقع، واکنشهای احساسی و نامتوازن این گروه نشان میدهد که مسئله اصلی آنان نه «ادب» است و نه «اخلاق رسانهای»؛ مشکل آنجاست که گویندهای خارج از حلقهی مطلوبشان، روایت مسلط آنان را به چالش کشیده است.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















