ایلام این روزها زخمی است؛ زخمی از رنجهای انباشته، فشارهای معیشتی، و خشمهایی که راه گفتوگو را گم کردهاند. رخدادهای تلخ ده روز اخیر، بهویژه در شهرستان ملکشاهی، و تخریب زیرساختها و مبلمان شهری در ایلام، چرداول، آبدانان و دهلران، تنها مجموعهای از حوادث پراکنده نیستند؛ بلکه نشانههایی هشداردهنده از فرسایش سرمایه اجتماعی و تضعیف کانالهای مدنی بیان اعتراضاند.
اعتراض، در منطق جامعهشناسی سیاسی، نه یک تهدید بلکه نشانه زنده بودن جامعه است. جامعهای که اعتراض نمیکند، یا شنیده نمیشود یا امیدش را از دست داده است. آنگونه که هابرماس تأکید میکند، اعتراض زمانی به نیروی اصلاحگر بدل میشود که در «حوزه عمومی» و از مسیر گفتوگوی عقلانی و غیرخشونتآمیز جریان یابد. در ایلامِ امروز، اعتراض ریشه در درد دارد؛ در سفرههای کوچکشده، در جوانانی که آینده را مهآلود میبینند، و در احساس نادیدهگرفتهشدنِ مزمن.
اما همین اعتراض، اگر از مدار عقلانیت و مسئولیت جمعی خارج شود، میتواند به آنچه دورکیم «آنومی» مینامد بلغزد؛ وضعیتی که در آن هنجارها فرو میریزند و خشم، جای معنا را میگیرد. تخریب اموال عمومی، آتشزدن معابر و خشونت خیابانی، نه زبان اعتراض، بلکه فریاد بیسامانِ جامعهای است که سرمایه گفتوگو در آن تضعیف شده است.
دردناکتر آنکه این مسیر، بهای انسانی دارد. جانباختن چند نفر از شهروندان در ملکشاهی و یکی از نیروهای انتظامی، زخمی عمیق بر وجدان جمعی ایلام است. اینها «دو سوی متخاصم» نیستند؛ همه فرزندان یک خاکاند، قربانی چرخهای که در آن خشم مهار نشده و عقلانیت جمعی عقب نشسته است. امنیت اجتماعی، آنگونه که در ادبیات معاصر تعریف میشود، نه در سرکوب اعتراض، بلکه در پیشگیری از رسیدن اعتراض به نقطه بیبازگشتِ خشونت معنا مییابد.
مبلمان شهری، خیابانها، پارکها و ساختمانهای عمومی، صرفاً اشیای بیجان نیستند؛ آنها نماد سالها مطالبهگری، رنج توسعهنیافتگی و امید به آیندهاند. از منظر نظریه سرمایه اجتماعی پاتنام، آسیب به این داراییها، در واقع ضربه به اعتماد عمومی و احساس تعلق شهروندان است. شهری که به دست شهروندانش زخمی میشود، دیرتر ترمیم میشود؛ نه فقط از نظر فیزیکی، بلکه از نظر روح جمعی.
ایلام بیش از هر چیز به بازسازی اعتماد نیاز دارد؛ اعتمادی میان مردم و نهادها، و مهمتر از آن، اعتمادی میان خود مردم. اعتراض مسالمتآمیز، سازمانیافته و آگاهانه، تنها مسیری است که میتواند هم کرامت انسانی معترضان را حفظ کند و هم امنیت اجتماعی را پاس بدارد. خشونت، هرچقدر از سر درد باشد، آینده را روشنتر نمیکند.
در نهایت باید گفت:
اعتراض، حق مسلم شهروندان است؛
اما ایلام، این سرزمین نجابت و همزیستی، شایسته آن است که حقخواهی در آن با عقلانیت، مهر و مسئولیت جمعی همراه باشد.
اعتراض اگر زنده است، باید زندگی بیافریند؛ نه زخمهای تازه.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















