در حالی که درمان ناباروری برای بسیاری از زوجین، وابسته به «زمان طلایی» و تشخیص فوری پزشک است، مشروط شدن کمک‌های مالی هلال احمر به ارائه فاکتور و اعلام نبود بودجه، این حمایت‌ها را از معنا و کارکرد واقعی خود دور کرده است.

در سال‌هایی که مسئله فرزندآوری از یک انتخاب شخصی به یک دغدغه ملی و راهبردی تبدیل شده، انتظار می‌رود نهادهای عمومی و حمایتی، همگام با سیاست‌های کلان کشور، درک دقیق‌تری از «زمان» و «فوریت» داشته باشند. در این میان، جمعیت هلال احمر به‌عنوان نهادی انسان‌دوست و امدادمحور، نقشی تعیین‌کننده در حمایت از زوج‌هایی دارد که در مسیر پرهزینه و حساس درمان ناباروری قدم گذاشته‌اند.
کمک‌های مالی هلال احمر در حوزه درمان ناباروری، در اصل اقدامی مثبت و قابل دفاع است؛ اما مشروط شدن این کمک‌ها به ارائه فاکتور و سپس اعلام نبود بودجه، عملاً این حمایت را از کارکرد اصلی خود تهی می‌کند. درمان ناباروری، به‌ویژه در مواردی که پزشک بر «فوریت» تأکید دارد، تابع تقویم اداری و بروکراسی مالی نیست. این مسیر، «زمان طلایی» دارد؛ زمانی که اگر از دست برود، دیگر با هیچ بودجه‌ای قابل جبران نیست.
واقعیت این است که بسیاری از زوجین، به‌ویژه زنان در سنین مرزی باروری، نه توان پرداخت پیشاپیش هزینه‌های سنگین درمان را دارند و نه فرصت صبر کردن برای تخصیص بودجه‌های نامعلوم. وقتی پزشک گواهی می‌دهد که تأخیر، شانس فرزندآوری را کاهش می‌دهد، انتظار طبیعی این است که نهاد حمایتی، منطق فوریت پزشکی را بر منطق فاکتورمحور اداری ترجیح دهد.
سؤال اساسی اینجاست:
آیا فلسفه وجودی هلال احمر، صرفاً پرداخت کمک پس از وقوع هزینه است، یا پیشگیری از یک فقدان جبران‌ناپذیر انسانی؟
آیا نمی‌توان سازوکاری تعریف کرد که با اتکا به گواهی رسمی پزشک و تشخیص فوریت درمان، کمک مالی پیشینی یا حداقل تسهیلات فوری در اختیار زوجین قرار گیرد؟
فرزندآوری، در بسیاری از پرونده‌ها، نه یک مسیر تدریجی، بلکه یک فرصت کیمیایی و تکرارناپذیر است. از دست رفتن این فرصت، فقط یک آمار منفی جمعیتی نیست؛ یک حسرت عمیق انسانی است که سال‌ها با خانواده‌ها باقی می‌ماند.
انتظار می‌رود جمعیت هلال احمر، با بازنگری در شیوه‌نامه‌های حمایتی خود، میان «کمبود بودجه» و «از دست رفتن فرصت حیات» توازن عادلانه‌تری برقرار کند؛ چرا که در برخی پرونده‌ها، زمان از بودجه مهم‌تر است و تأخیر، خود نوعی محرومیت است.
در پایان باید با صراحت گفت: حمایت‌هایی که پس از پایان درمان، یا پس از ناکامی در فرزندآوری ارائه می‌شوند، بیش از آنکه کارکرد حمایتی داشته باشند، شبیه بردن دسته‌گل و خرما بر سر قبر اموات‌اند؛ اقدامی محترمانه، اما دیرهنگام و بی‌اثر در اصل ماجرا. حمایت واقعی، آن است که در زمان حیات فرصت، در لحظه تصمیم پزشکی و در نقطه حساس امید انجام شود؛ نه پس از آنکه فرصت کیمیایی فرزندآوری برای همیشه از دست رفته است.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده