سال نخست مجلس دوازدهم، تنها یک دوره تقویمی نبود؛ بلکه عرصهای تمامعیار برای سنجش توان سیاستورزی، دیپلماسی، امنیت و حکمرانی در جمهوری اسلامی ایران بود. مجلسی که کار خود را در بستر یکی از تلخترین رویدادهای سیاسی کشور آغاز کرد: شهادت رئیسجمهور سیزدهم در حین انجام وظیفه.
اندکی بعد، همین مجلس بار مسئولیت تاریخی رأی اعتماد به دولت چهاردهم را بر دوش گرفت. در این بزنگاههای خطیر، پارلمان نه صرفاً ناظر، بلکه کنشگر محوری در حفظ ثبات و مشروعیت ملی ظاهر شد.
در میان این رخدادهای سرنوشتساز، دکتر سارا فلاحی، استاد علوم سیاسی، تحلیلگر راهبردی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، و نمایندهای با پشتوانه رسانهای، بهعنوان یکی از ستونهای ترازساز مجلس دوازدهم قد برافراشت. حضور او در صحن علنی مجلس، صدایی ورای مرزهای حوزه انتخابیهاش بود؛ صدای تفکر ساختارمند و سیاستورزی آگاهانه در سپهر متغیر سیاست ایران.
در شرایطی که بیاعتمادی عمومی نسبت به ساختارهای تصمیمساز به اوج رسیده بود، فلاحی با تأکید بر “مذاکره مبتنی بر عزت و اقتدار ملی”، کوشید روایتی تازه از دیپلماسی عقلانی، درونزا و مقاوم را نمایندگی کند. رویکرد او ترکیبی بود از واقعگرایی سیاسی و اندیشه دانشگاهی؛ چه در مواجهه با پروندههای حساس بینالمللی همچون ترور شهید هنیه، و چه در عرصه داخلی در تعامل با دولت، رأی اعتماد، و روند تعیین استاندار ایلام.
در عرصه استانی، دکتر فلاحی تنها یک چهره سیاسی نبود، بلکه مجری یک الگوی متفاوت حکمرانی بود؛ “پارلمان محلی” عنوانی بود که عملاً در ایلام معنا یافت. هر پنجشنبه و جمعه، او با مردم از اقشار مختلف در شهرستانها دیدار میکرد: از کشاورزان تا نخبگان، از بانوان تا معتمدان محلی. جلساتی که خروجیهای آن، از مجاری رسمی تا سطح استانداری، به تصمیمات عملی منجر میشد. پروژههایی نظیر تأمین آب شرب و ارتقای بیمارستان ملکشاهی، نمود عینی این پیوند مردمپایه میان قدرت و مطالبه عمومی بود.
فلاحی درک ژرفی از لایههای هویتی ایلام دارد. او سیاست را از صافی فرهنگ و سنت عبور میدهد و پیوندی هوشمندانه میان قومیت و کارآمدی سیاسی برقرار کرده است. شعار «ایلام، همه قبیله من است» در کارنامه او تنها یک پوستر تبلیغاتی نبود، بلکه مبنای عمل بود. در ماجرای انتخاب استاندار ایلام، او از چارچوب قومی و منطقهای عبور نکرد، بلکه آن را به سرمایهای برای بلوغ سیاسی و گفتوگوی بینسطوحی بدل ساخت؛ نتیجه این فرآیند، انتصاب چهرهای بومی و متخصص از جنوب استان بود، بیآنکه این انتخاب به میدان رقابتهای شعاری و بیریشه بدل شود.
در حوزه رسانه نیز، دکتر فلاحی حضوری متفاوت و مستمر دارد. از نخستین روز مجلس تاکنون، صفحات رسمی او بیوقفه به انتشار گزارشهای عملکردی، میدانی و تحلیلی پرداختهاند. او تنها گزارش نمیدهد، بلکه با شفافیت، به مردم پاسخ میدهد؛ در سفرهای استانی، در دفتر نمایندگی، در فضای مجازی، و حتی در پیگیری سنتی نامهها و خواستهها. از این رو، دفترهای او در تهران و ایلام، بهجای ستادهای تبلیغاتی، تبدیل به مراکز نظارت مردمی و کارورزی جوانان در عرصه حکمرانی شدهاند؛ الگوهایی که کمتر در مجلس فعلی شاهد آنها هستیم.
دکتر سارا فلاحی، با اتکاء به دانش، تجربه میدانی، و نگاهی مردممحور، نمایندهایست که تنها به حاشیهنویسی بر سیاست قانع نیست؛ او در متن تحولات ایستاده، و در عین حفظ استقلال رأی، همواره نگاه ملی و رویکرد راهبردی داشته است. در سال نخست مجلس دوازدهم، فلاحی نه صرفاً نماینده مردم ایلام، بلکه صدای حکمرانی نوین در مجلس جمهوری اسلامی ایران بوده است.
و فراتر از همه اینها، نباید از خصایل شخصی و منش اخلاقی این بانوی زاگرس غافل ماند. او، دختر نجیب ایل کلهر، نماد پیوند قاطعیت سیاسی و نجابت فرهنگی است. سادهزیستی، اشراف میدانی، اشکهای صادقانه برای رنج مردم، و صداقتی جاری در رفتار و گفتار، از او چهرهای ساخته که در کنار مردم ایستاده است، نه بالای سرشان. نمایندهای که وقتی کنارش میایستی، هم به شأن حقوقیاش افتخار میکنی، هم به حقیقت انسانیاش.
او، نمایندهای است که با مردم میسوزد و برای مردم میسازد.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















