بازگشت به سوریه با پرچم اربعین زینب(س) یعنی احیای حافظه تاریخی امت و تداوم پیام عاشورا در قلب شام.

در واپسین روزهای سفر اسارت، کاروانی که حامل میراث خون و پیام بود، از خرابه‌های شام به سمت کربلا حرکت کرد. در پیشاپیش این کاروان، زنی ایستاده بود که تاریخ او را به‌عنوان «سخنگوی مقتدر کربلا» می‌شناسد: حضرت زینب کبری(س). بازگشت او در اربعین سال ۶۱ هجری، بازگشتی صرفاً مکانی نبود؛ این یک بازگشت تاریخی و راهبردی بود، بازگشت پیام به مبدأ، بازگشت پرچم به خاستگاه و بازگشت حقیقت به مرکز روایت.
فضای کربلا در آن اربعین، آمیزه‌ای از سوگ و پیروزی بود. سوگ از فراق رقیه(س)، شهیده خردسالی که در شام جان سپرد و جامانده‌ی قافله اربعین بود؛ و پیروزی از آن جهت که سر بریده حسین بن علی(ع) بار دیگر بر پیکر مطهرش آرام گرفت. در این صحنه، تاریخ، به وضوح دو چهره را دید: چهره استکبار و چهره استقامت.
زینب(س)، نه‌فقط یک بانوی داغدار، که یک استراتژیست رسانه‌ای در تاریخ اسلام بود. او به تنهایی «جریان مدیریت روایت» را بر عهده گرفت؛ مأموریتی که با عبور از فیلترهای سرکوب اموی، پیام عاشورا را از خرابه‌ای به خرابه دیگر منتقل کرد. این مأموریت، نمونه‌ای بی‌بدیل از «دیپلماسی مقاومت» در بستر جنگ روانی بود. او با سخنرانی‌های دقیق، موج‌آفرینی رسانه‌ای و شکستن محاصره خبری دشمن، حقیقت را به وجدان تاریخ تحمیل کرد.
امروز، در قرن بیست‌ویکم، خبرنگاران شجاع جهان باید بدانند که در قاموس رسانه مقاومت، جوهر قلم باید با خون مظلومان آمیخته باشد. سکوت در برابر نسل‌کشی و اشغال، نه‌تنها خیانت به حرفه خبرنگاری، بلکه خیانت به مأموریت تاریخی انسان است. زینب(س) الگویی است که نشان می‌دهد خبرنگار، اگر در پی حقیقت است، باید آماده باشد که تیترهایش را بر صفحه تاریخ، نه با مرکب سیاه، که با هزینه جان و آزادی بنویسد.
امروز جهان اسلام با دو مأموریت خطیر مواجه است: نخست، «حقیقت‌نگاری آزادی غزه» در برابر امپراتوری رسانه‌ای صهیونیسم و آمریکا؛ دوم، «برندسازی جهانی اربعین» نه‌فقط به‌عنوان یک آیین مذهبی، بلکه به‌عنوان یک جبهه فرهنگی-سیاسی که از کربلا آغاز می‌شود و تا دمشق و شام امتداد می‌یابد. این مأموریت، همان راهی است که زینب(س) پیمود؛ راهی که باید در اربعین زینب(س) دوباره طی شود تا پیام عاشورا همچنان در جغرافیای مقاومت جاری بماند.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده