انتصابات مدیران کل در استان ایلام پس از یکسال توقف، در دولت چهاردهم بار دیگر در ریل تغییرات قرار گرفته است. این تغییرات، بیش و پیش از هر چیز آزمونی برای عدالتخواهی و نگاه متوازن مدیران ارشد استان است. آزمونی که نتیجه آن نه تنها در مناسبات اداری، بلکه در سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی مردم نیز بازتاب خواهد یافت.
در این میان، ملکشاهی بهعنوان یکی از شهرستانهای ریشهدار و مؤثر استان ایلام، همچنان در سایه بیمهریها قرار دارد. سرزمینی که دهههاست با برچسب «محرومیت» شناخته میشود اما در عمل، بارها ثابت کرده است که از قلههای فرهنگ، هنر و مشارکت اجتماعی بالاتر ایستاده است. حضور بالای ۹۰ درصدی مردم این دیار در انتخابات ـ از ریاستجمهوری گرفته تا مجلس شورای اسلامی، خبرگان رهبری و شوراها ـ سندی روشن از مسئولیتپذیری ملی و اجتماعی آنان است؛ حضوری که نه از سر منفعتطلبی، بلکه از باور به آیندهای بهتر برای استان و کشور رقم خورده است.
با این حال، پس از پایان شور و نشاط انتخاباتی، ملکشاهی بارها و بارها در تقسیم اعتبارات و چیدمان مدیریتی به حاشیه رانده شده است. این تناقض تلخ، نه تنها بیعدالتی آشکار در حق مردمی است که سرمایهای بزرگ برای نظام محسوب میشوند، بلکه تهدیدی جدی برای تداوم مشارکت اجتماعی و حفظ اعتماد عمومی به شمار میرود.
استان ایلام امروز بیش از هر زمان دیگری با آسیبهای اجتماعی گوناگون مواجه است؛ بیکاری، مهاجرت، فقر و کاهش اعتماد به کارآمدی دولت، همه و همه نیازمند درمانی عمیق و ریشهای هستند. یکی از مؤثرترین راهکارها برای بازسازی این اعتماد، انتصابات عادلانه و متوازن است؛ چراکه نادیده گرفتن نخبگان ملکشاهی، به معنای حذف سرمایهای عظیم از چرخه مدیریتی استان خواهد بود. سرمایهای که اگر به کناری نهاده شود، دیر یا زود به ناامیدی و دلزدگی اجتماعی خواهد انجامید.
ملکشاهی دیاری است با کارنامهای درخشان در دفاع مقدس؛ با تقدیم دهها شهید، جانباز و رزمنده. یادواره باشکوه شهدای بسیج عشایری در این شهرستان که هنوز نمونهای مشابه در استان نیافته، تنها گوشهای از عظمت فرهنگی و هویتی این دیار است. این میراث، نشان میدهد که مردم ملکشاهی نه تنها در عرصههای فرهنگی و اجتماعی، بلکه در صیانت از آرمانهای انقلاب نیز پیشتاز بودهاند.
از این رو، انتظار میرود استاندار محترم ایلام در چینشهای مدیریتی پیش رو، بیش از گذشته به عدالت و توازن توجه کند. حذف نخبگان ملکشاهی از مدیریتهای استانی، خطایی استراتژیک خواهد بود که میتواند شکاف میان دولت و جامعه را عمیقتر سازد. در مقابل، بهرهگیری از ظرفیت مدیریتی این دیار، نه تنها جبران محرومیتهای تاریخی ملکشاهی خواهد بود، بلکه به بازسازی سرمایه اجتماعی دولت در سطح استان کمک خواهد کرد.
ملکشاهی سزاوار دیده شدن است؛ نه از سر سهمخواهی، بلکه از منظر عدالت و شایستگی. بیتوجهی به این واقعیت، میتواند زنگ خطری برای آینده مشارکت اجتماعی در استان باشد.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















