داستان کمپرسی لیلان شهرداری ایلام در چهارم بهمن ماه شصت و پنج مطالبه ای که امروز مطرح می شود چرا بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش دفاع مقدس در استان ایلام نسبت به تاریخ جنگ در استان ایلام بی تفاوت بوده و مدافع حقوق مهاجرین جنگی نیست و مهاجرین به دلیل بروکراسی های پیچیده و […]
داستان کمپرسی لیلان شهرداری ایلام در چهارم بهمن ماه شصت و پنج
مطالبه ای که امروز مطرح می شود چرا بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش دفاع مقدس در استان ایلام نسبت به تاریخ جنگ در استان ایلام بی تفاوت بوده و مدافع حقوق مهاجرین جنگی نیست و مهاجرین به دلیل بروکراسی های پیچیده و نداشتن حامی در موضوع دفاع مقدس از حقوق خود بازمانده و خون عزیزان آن ها پایمال شده است؟
مگر بنیاد حفظ آثار روای تفنگدار ایل را نمی شناسد داستان کمپرسی لیلان شهرداری و چهار خانواده مهاجر در بمباران عزیزان خود را ازدست دادند بخوبی می داند.
در هفته دفاع مقدس قرار داریم جنگ هشت ساله با گذشت ۴۴ سال از آن در خانه های مردم ایلام هنوز رو مظلومیت بر جای گذاشته از خانواده های شهید دادند تا جانباز، اسیر، رزمنده، مهاجر جنگی تا آسیب های اجتماعی ناشی از جنگ.
مهاجرین جنگی قشر مظلوم تاریخ ایلام و دفاع مقدس هستند مهاجرین هشت سال در زیر چادرهای مقاومت سختی ها را تحمل کردند و بعنوان سپر دفاعی ایران به جهان نشان دادند مغلوب امکانات جنگی دشمن نمی شوند و در دل کوه ها از تمامیت ارضی دفاع می کنند.
بعد از پایان جنگ مسئولان استان ایلام(استانداران، نمایندگان مجلس) علاوه از دست دادن بودجه بازسازی در خصوص جنگ تحمیلی و آسیب های اجتماعی ناشی از جنگ مطالبه گر نبوده و از حقوق مردم ایلام دفاع نکردند شاید جبهه های جنگ در اصفهان و شیراز بود تا امروز از بودجه جنگ برای عمران و اشتغال بازماندگان جنگ استفاده می شد.
مهاجرین جنگ تحمیلی بعد از پایان جنگ به فراموشی سپرده شدند نگارنده متولد سال ۶۴ است و جزء خانواده مهاجرین جنگی در شهرستان مهران خانه پدر بزرگ بعد از غارت سربازان بعثی با خاک یکسان شد و در شهر ایلام نیز موشک های صدام و رژیم بعثی دست از سر مهاجرین جنگی برنداشت و یکی از اتاق خانه ها مورد اصابت قرار داد و تا چند سال پیش جای ترک برجای مانده از موشک ترمیم شد.
زندگی در دفاع مقدس در استان ایلام با توجه به بمباران های رژیم بعثی تعیین می کرد مردم در شهر ایلام بمانند یا در دل کوه ها چادر علم کنند.
در فصل زمستان در روز چهارم بهمن سال شصت و پنج مردم زیر چادرها بودند و چند خانواده درسیوان (میشخاص) چادر زدند مردان سرپرست تصمیم گرفتند برای تهیه کالاهای مورد نیاز به شهر ایلام سفر کنند و در بین راه رژیم بعثی شهر ایلام را مورد تهاجم قرار داد و تویوتا حامل سرپرست خانواده مهاجر بر اثر موج حمله رژیم با کمپرسی لیلان شهرداری تصادف می کنند سه نفر در بیمارستان شهر ایلام به دیار باقی سفر می کنند و یک نفر زخمی به تهران منتقل می شود و بعد از مدتی در کما درمان می شود و بعد از سالها پشت بروکراسی های احراز جانبازی در سال ٩٢ از دنیا خاکی سفر می کند روحشان شاد و به حقش نرسید.
مطالبه ای که امروز مطرح می شود چرا بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش دفاع مقدس نسبت به تاریخ جنگ در استان ایلام بی تفاوت بوده و مدافع حقوق مهاجرین جنگی نیست و مهاجرین به دلیل بروکراسی های پیچیده و نداشتن حامی در موضوع جنگ از حقوق خود بازمانده و خون عزیزان آن ها پایمال شده است؟
رهبر معظم انقلاب بر کشف حقایق و مظلومیت مردم در دفاع مقدس توصیه کردند و تاکید کردند حوادث جنگ بعنوان انقلاب فرهنگی در موضوع شهادت به جهان صادر شود.
آیا بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس وظیفه ندارد تاریخ بمباران های صورت گرفته را در ایلام مورد بررسی قرار دهد و حقوق خانواده های مهاجرین جنگی ضایع شده است جبران کنند؟
مگر بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس راوی تفنگدار ایل را نمی شناسد داستان کمپرسی لیلان شهرداری و چهار خانواده مهاجر در بمباران عزیزان خود را ازدست دادند بخوبی می داند


















