شب قدر، شبی که اشکهای توبه و دعا در دامن زمین میریزد
“در شب قدر، اشکهای توبه از دلهای سوخته به آسمان میرود”
شب قدر، شبی است که آسمان به زمین نزدیکتر میشود، شبی که در آن زمین، رنگ خون و اشک میگیرد. هر قطره اشکی که از چشمان سوخته مؤمنان جاری میشود، به درگاه الهی رهسپار میگردد و همچون دُری گرانبها در پیشگاه خدای رحمان مقبول میافتد.
در این شب، تاریخ با سوگ سرخ امیرالمؤمنین (ع) گره خورده است. محراب کوفه، هنوز بوی خون مولای عدالت را دارد؛ هنوز از هُرم آن زخم، زمین و زمان در التهاب است.
شمشیری که از نیام جهل بیرون آمد، فرق مردی را شکافت که در سایه عدالتش، یتیمان آسوده میخفتند و بینوایان در آرامش زندگی میکردند.
اشکهای شب قدر، جاری میشوند تا گلوی بریده علیاصغر را بشویند، تا مشک پارهپاره سقای کربلا را سیراب کنند، تا بر سر نیزهرفتن قرآنهای ناطق را فریاد زنند. این اشکها، رودخانهای میشوند که از کوفه آغاز، در کربلا جاری و در نجف به دریای رحمت خداوند میریزند.
قاضیالقضات، پدر یتیمان، امیر عدالت، همان که شبهایش با نان جوین و دلهای دردمند گره خورده بود، در محراب عشق، فرق شکافت تا درس ایثار را به تاریخ بیاموزد. در شب قدر، فرزندان زهرا (س) سر به قرآن میگذارند و نام او را زمزمه میکنند:
بک یا الله، بمحمد، بعلی، بالحسن، بالحسین…
و این شب، شب بخشش است… شبی که باران مغفرت الهی میبارد و تقدیر بندگان رقم میخورد. پس خوشا به حال آنان که در این شب، اشک بر گونههایشان جاری و نام مولا بر لبهایشان زنده است. خوشا به حال آنان که در این شب، قلبشان با قرآن و دعای جوشن کبیر آشناست و دستهایشان به سوی آسمان بخشش بلند است.
یا علی… از آسمان نجف، اشکهای ما را به محضر پروردگار ببر، که جز تو واسطهای برای رحمت او نمیشناسیم.
- نویسنده : عباس اکبری زاده



















