طلیعهی امید در بهار ایران؛ از سوگ تاریخ تا شکوه فردا
در گسترهی تاریخ، ملتی که توانسته است آیینهای خود را از گذرگاههای سخت و پیچیدهی دورانها عبور دهد، بیتردید بر بنیانهای استوار هویتی و فرهنگی خویش تکیه زده است. نوروز، نهفقط جشنی باستانی، که بیانیهای تمدنی و سیاسی از جانب ایرانیان به جهانیان است؛ پیامی روشن از پایداری، هویتمداری و شکوه ملتی که در گذر هزارهها، هویت خود را از گزند انحطاط و زوال مصون داشته است.
نوروز، میراثِ سترگ نیاکان، آیینهای است که در آن، روح ایرانزمین به تمامی جلوهگر میشود؛ از کوهساران استوار زاگرس و البرز تا دشتهای سوزان کرمان و خراسان، از دامنههای الوند تا کرانههای نیلگون خلیجفارس، همه و همه، در این جشن سرافرازانه، به زبان طبیعت، داستان حیات دوباره را زمزمه میکنند.
اما نوروز ١۴٠۴، نهتنها موسم شکوفایی طبیعت، که عرصهی تلاقی اندوه و امید است. زمین، هنوز در سوگ اَبَرمردی نشسته که با آرمان و خون خویش، معادلات جهانی را بهگونهای دیگر ترسیم کرد. مردم ایران، به رسم دیرینهی خود، در کنار پاسداشت آئینهای کهن، حرمت حماسهی تاریخ را نگه داشتند و نشان دادند که فرهنگ ایرانی، آمیزهای از بینش راهبردی، استواری هویتی و درایت سیاسی است.
اکنون، با فرونشستن غبار سوگ، طلیعهی سالی تازه پدیدار گشته است؛ سالی که ماه رمضان آغاز و به عید سعید فطر پیوند میخورد. این تقارن، خود رمز و راز نهفتهای دارد؛ فرصتی برای بازاندیشی، برای عروجی معنوی و برای بازسازی روحی ملتی که همواره از آزمونهای دشوار، سربلند بیرون آمده است.
نوروز، آئین اعتلای روح ایرانی است؛ جشنی که نهتنها گذار از زمستان طبیعت، بلکه رستاخیز اندیشه و تمدن ایرانی را در دل خود دارد. باشد که در این سال نو، با بیداری و همبستگی، آیندهای درخور نام ایران رقم بخورد.
نوروز خجسته باد؛ بر ایران، بر ایرانی و بر تاریخ پرافتخار این سرزمین.
- نویسنده : فرزانه محمودی


















