کلمه‌های تو می‌توانند سایه بسازند؛ فقط باید آغاز کنی.

در زیست‌شناسی سیاسی محیط‌زیست، یک اصل وجود دارد:
“طبیعت، هرگز مستقیماً سخن نمی‌گوید؛ این انسان است که باید صدای زمین شود.”

اکنون، زاگرس حرفی برای گفتن ندارد؛ نفس‌اش در دود خفه شده و در آتش‌های بی‌پایان، چشم‌انتظار میانجی‌گری انسانی است.

ده آتش‌سوزی در چهار روز، فقط داده‌ای خشک نیست، این زبانِ سوخته‌ی بلوط‌هاست که می‌گوید:
«من دیگر تاب ندارم؛ آیا کسی برایم پدری و مادری می‌کند؟»

در فرهنگ اجتماعی ما، وقتی نزاعی در روستا یا قبیله بالا می‌گیرد، ریش‌سفیدان، معتمدان و بزرگان قوم گرد هم می‌آیند، بدون کینه، بدون منفعت، فقط برای یک هدف: بازگشتِ صلح.

امروز اما زاگرس، با هزاران سال قدمت، با بلوط‌هایی که نماد صبوری و ایستادگی‌اند، نه در نزاع با انسان که قربانیِ بی‌تفاوتی او شده است.

زاگرس اکنون دچار بحران هویتی است؛ و مثل کودکی که پدرش را گم کرده، با دستانی خاکسترشده به سوی ما آمده:
“آیا ریش‌سفیدی برای حل بحران من در این جامعه نیست؟”

رسانه، امروز ریش‌سفیدِ زاگرس است.

با رسالتِ احیای رابطه‌ی مردم با طبیعت.

رسانه باید بگوید که اگر درختی بسوزد، فقط تنه‌اش نمی‌سوزد؛

سایه‌ای از زندگی اجتماعی ما حذف می‌شود.

آیا فراموش کرده‌ایم، همین بلوط‌ها بودند که به ما سایه‌ی خنک در تابستان می‌دادند؟

همین دره‌های زاگرس بودند که در عصر اضطراب، افسردگی و هزینه‌های سنگین روان‌درمانی،
برای ما و خانواده‌مان، آرامشی رایگان می‌آوردند؛ بدون قبض برق، بدون جدول خاموشی،
فقط با یک فلاسک چای، زیر درخت، کنار خانواده.

این طبیعتِ شفابخش، اکنون خود بیمار است.

و جامعه‌ای که به درد طبیعت بی‌تفاوت باشد، دیر یا زود، خود دچار بحران هویتی، روانی و جمعیتی خواهد شد.

در مدیریت بحران، ما با چهار مرحله مواجه‌ایم: پیشگیری، آمادگی، پاسخ، و بازسازی.

اما حقیقت این است: ما هنوز در مرحله‌ی انکار مانده‌ایم.

هر آتش‌سوزی، در واقع هشدارِ فروپاشی نظام ادراک عمومی ما نسبت به محیط‌زیست است.

اکنون زمان آن است که ما، نه‌فقط به‌عنوان شهروند، بلکه به‌مثابه کنشگر اجتماعی، در این میدان وارد شویم.

و اما پیامی برای مردم:
اگر روزی فرزندان‌تان بپرسند:
«پدر، مادر! چرا دیگر نمی‌توانیم به دل کوه برویم؟ چرا طبیعت این‌قدر تلخ و بی‌جان شده؟»

پاسخ‌تان چه خواهد بود؟

قلم‌تان را بلند کنید، پیش از آنکه صدای بلوط، برای همیشه خاموش شود.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده