بررسی موضع وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در قبال مذاکره؛ بازتعریف دیپلماسی در سایه جنگ و افکار عمومی
سخنگوی وزارت خارجه: از خشم مردم، هیچکس جرأت سخن گفتن از مذاکره را ندارد
در شرایطی که نظام بینالملل در حال بازتعریف نظم جدیدی بر مبنای تقابل قدرتها و بازگشت به منطق زور است، دولت چهاردهم، پس از حدود ده ماه از استقرار، موضع رسمی خود در قبال موضوع مذاکرات با آمریکا را اعلام کرد. این موضع، نه بر اساس روایتهای کلاسیک دیپلماسی، بلکه مبتنی بر تحلیل میدانی و افکارسنجی درونمرزی اتخاذ شد؛ رویکردی که میتوان آن را چرخشی معنادار از “نخبگان تحلیلگرنما” به “صدای افکار عمومی” دانست.
این تحول، از آن جهت حائز اهمیت است که پیش از این، تحلیلگران نزدیک به ساختار دولت – از جمله دکتر محمدجواد ظریف و صادق زیباکلام – بارها در رسانهها مطرح کرده بودند که هرگونه تشدید تنش با آمریکا منجر به جنگی خانمانسوز خواهد شد که تنها مردم، قربانیان آن خواهند بود و نخبگان و ساختار سیاسی در امان میمانند. آنان معتقد بودند نسل جوان امروز، دیگر همچون دهه ۶۰، انگیزهای برای دفاع ندارد و برتری نظامی آمریکا بهواسطه بودجه و فناوری، برگ برنده را در اختیار کاخ سفید خواهد گذاشت.
اما واقعیت میدانی، خلاف این گزارهها را اثبات کرد. جنگ دوازدهروزهای که از آستانه دور ششم مذاکرات آغاز شد، نهتنها روح تازهای در کالبد مقاومت ملی دمید، بلکه نشان داد که مردم، سرمایه اصلی امنیت و اقتدار کشور هستند. ایران در برابر ائتلافی نانوشته از ایالات متحده، رژیم صهیونیستی و ناتو، ایستادگی کرد؛ بهترین فرماندهان، دانشمندان و عناصر مؤثر جبهه مقاومت به شهادت رسیدند و ملت، با صلابت و افتخار، همانند دهه نخست انقلاب، در صفوف اول دفاع حاضر شد.
با این مقدمه، اکنون لازم است به اصل ماجرا بپردازیم: شتابزدگی دولت در ورود به مذاکرات با آمریکا، بدون پشتوانهسازی اجتماعی و انسجام در اطلاعرسانی، اشتباهی استراتژیک بود. پنج دور مذاکره، در فضایی بسته و بیاطلاعرسانی به افکار عمومی برگزار شد. در آستانه دور ششم، جنگی ناخواسته شعلهور شد و پس از دوازده روز، با اعلام آتشبس از سوی مقامات عالیرتبه خارجی و برخی عناصر فراری سابق، بدون اقناع افکار عمومی، روند دیپلماسی به شکلی مبهم از سر گرفته شد.
نکته مهم اینجاست که دولت در این فرآیند، مرجعیت رسانهای را از دست داد. منابع خارجی خبر از مذاکره مجدد میدهند، در حالی که دولت صرفاً با توییتهایی مبهم و واکنشهایی مقطعی، پاسخ میدهد. این وضعیت، یک خلأ استراتژیک در حوزه حکمرانی ارتباطی ایجاد کرده است.
در این میان، نباید اجازه داد دونالد ترامپ یا هر مقام خارجی دیگر، در نقش خبرنگار برای مردم ایران ظاهر شود و خبر آتشبس یا مذاکره را بر اساس میل خود به افکار عمومی ایران تحمیل کند.
پیشنهاد راهبردی:
در چنین شرایطی، توصیه میشود دولت محترم:
مرجعیت خبری و رسانهای تحولات جنگ و مذاکره را در اختیار بگیرد و اجازه ندهد منابع خارجی یا رسانههای وابسته به دولتهای معارض، روایتگر ماجرا برای افکار عمومی ایران باشند.
شروع مجدد مذاکرات با آمریکا باید در قالب یک چارچوب حقوقی، مشروع و اقناعکننده انجام شود؛ نه در سایه شتابزدگی، که در پرتو مشروعیتسازی داخلی و دیپلماسی عزتمند.
آمریکا و رژیم صهیونیستی باید بهعنوان متجاوز و آغازگر جنگ معرفی شوند، خسارات وارده به مردم و زیرساختها محاسبه و مطالبه شود، و در نهایت، با حضور سازمان ملل متحد، میز مذاکرهای عادلانه شکل گیرد؛ نه مذاکرهای نمایشی و تحمیلی.
مردم ایران، در جنگ اخیر، نهتنها ایستادگی کردند، بلکه مشروعیت مقاومت را به جهان نشان دادند. اکنون دولت باید بداند که آغاز و ادامه هرگونه مذاکره، بدون درک این سرمایه اجتماعی و بدون حضور مردم در متن ماجرا، نهتنها ناکارآمد، بلکه خطرناک و بیپایه خواهد بود. خشم مردم، اگر در مسیر اقتدار ملی و مقاومت مهار نشود، آتش زیر خاکستر خواهد بود.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















