تحلیل ساختاری از یک تصمیم اقتصادی در دل بحران تورم و ناکارآمدی تاریخی یارانهها .
در آستانه اجرای تصمیمی حساس مبنی بر افزایش قیمت نان در استان ایلام و سایر نقاط کشور، تحلیل چرایی و چگونگی این تغییر، فراتر از یک اصلاح قیمتی ساده، به بازخوانی عمیقتر از مناسبات اقتصادی، ملاحظات امنیت غذایی، و سیاستهای حمایتی دولت نیاز دارد.
نان ، صرفاً یک کالا نیست ؛ بلکه نماد عدالت توزیعی، محور سفرهی مردم، قوت لایموت مردم و حساسترین مؤلفه روانی در سبد معیشتی طبقات متوسط و فرودست جامعه است. به همین دلیل هرگونه تغییر در بهای آن باید با اقناع عمومی، شفافسازی رسانهای و پشتیبانی دقیق سیاستگذاران و تصمیم سازان همراه باشد.
افزایش قیمت یا نجات زنجیره تولید نان؟
مدت هاست واقعیت میدانی نانواییها دیگر قابل انکار نیست. صنفی که سالها زیر فشار تورم پنهان، هزینههای سربهفلککشیده اجاره مکان، افزایش بیوقفه بیمه کارکنان (از حدود ۱.۴ میلیون به بیش از ۴ میلیون تومان)، گرانی انرژی، و بالا رفتن دستمزد کارگران با سختی و مشقت تاب آورده بود اما اکنون در نقطه بحرانی قرار گرفته است. ادامه این مسیر بدون بازبینی در قیمتگذاری نان، به معنای فروپاشی تدریجی این بخش خواهد بود؛ فروپاشیی که نتیجهای جز کاهش کیفیت، ایجاد صفهای طولانی، فروش غیرقانونی و قاچاق آرد، و تضعیف امنیت غذایی نخواهد داشت.
افزایش هزینههای حمل آرد ؛ حلقه پنهان در فشار اقتصادی به نانوایان
در این میان، افزایش تعرفه های آب و برق و گاز ، بالا رفتن قیمت قطعات دستگاه و استهلاک آن، افزایش نرخ بیمه کارگران و دستمزد آنان نیز فشار مضاعفی بر زنجیره تأمین آرد و تولید و توزیع نان مورد نیاز مردم وارد کرده است.
این مؤلفه های پنهان ولی مؤثر، در نهایت به هزینه تمامشده نان تحمیل میشود.
مبارزه با قاچاق آرد و اصلاح سازوکار توزیع
در کنار دلایل اقتصادی، نظام توزیع آرد نیز به شدت نیازمند بازنگری بود. قاچاق آرد یارانهای به بازار آزاد، تبدیل به یکی از معضلات مزمن شده است؛ معضلی که تنها با واقعیسازی قیمت نان، هوشمند سازی فرآیند توزیع و نظارت مستمر ، قابل مهار است.
اصلاح قیمت نان، بخشی از یک پازل بزرگتر در راه مبارزه با فساد سیستمی در زنجیره تامین آرد تا تولید نان است.
دولت و مسئولیت اجتماعی در برابر اقشار آسیبپذیر.
و اما مهمترین بعد این تصمیم، نحوه برخورد دولت با اقشار کمدرآمد است. دولت در گام همزمان با افزایش قیمت، با اجرای طرحهای حمایتی هدفمند، اعطای یارانههای نقدی یا اعتباری، و تثبیت سهمیهی مشخص نان برای خانوار ، به دنبال آن است که فشار روانی و اقتصادی این اصلاحات را برای دهکهای پایین به حداقل برساند. اعتماد به حاکمیت، زمانی بازتولید میشود که مردم ببینند تصمیمهای سخت، با عدالت اجتماعی و آیندهنگری همراه است.
اصلاح قیمت نان، تصمیمی سخت اما ضروری
در نهایت، آنچه در حال وقوع است، نه گرانی نان بلکه بازتنظیم معادلهای است که سالها دچار کژکارکردی بود. اگر این اصلاح، با صداقت در اطلاعرسانی، سرعت در اجرای حمایتها، و قاطعیت در مبارزه با رانت و قاچاق همراه شود، میتوان آن را نقطه آغاز یک نظم اقتصادی نوین در حوزه امنیت غذایی دانست. در غیر این صورت، حتی افزایش قیمت نان نیز به بیاعتمادی عمومی خواهد افزود.
نان، آزمون امروز دولت در میدان عدالت و کارآمدی است.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















