به بهانه هفته دفاع مقدس
خرمشهر در سالهای نخست جنگ تحمیلی تنها یک جغرافیا نبود؛ یک «مسئله ملی» بود. شهری که هر وجب خاکش با خون و غیرت پاسداری میشد و سقوط یا آزادیاش به معنای مرگ یا حیات یک ملت تعبیر میگردید. در همان روزها، صدای برخی «روشنفکران همیشه تسلیم» بلند شد؛ کسانی که پایان جنگ را نه در مقاومت، که در واگذاری خرمشهر میجستند. اما تاریخ نشان داد که خرمشهر چیزی فراتر از یک شهر بود؛ «خرمشهر، انرژی هستهای آن روز ایران» بود؛ نماد استقلال، هویت و عزت.
آزادی خرمشهر محصول بیانیههای سیاسیون نبود. محصول «خون و ایمان» بود؛ ثمره همدلی ارتش، سپاه و مردم؛ نتیجه پیوند قدرت نظامی و اطلاعاتی با پشتیبانی اجتماعی. در همان زمان عدهای قلم به دست گرفته بودند تا اگر روزی آتشبس اجباری تحمیل شد، در متنهایشان سهمی برای خود بتراشند. اما آنان که بر سر میزها «سناریوی تسلیم» مینوشتند، در میدان هیچ نقشی نداشتند.
اکنون، چهار دهه پس از آن روزها، همان جریان با لباسی نو بازگشته است. آنانی که دیروز به دنبال معامله بر سر خرمشهر بودند، امروز از تعلیق قدرت هستهای و موشکی سخن میگویند. در یک سال اخیر، برخی چهرههای برزخی سیاست کوشیدهاند با فرافکنی و دروغپردازی، ناکامیهای دوران مسئولیت خود را بپوشانند و نسخهای تازه از تسلیم را با نام «نجات مردم» عرضه کنند.
اما تجربه ملت ایران روشن است: هیچ فشاری— معیشتی و اقتصادی—نتوانسته است مردم را به ترک استقلال وادارد. همان مردمی که در هشت سال دفاع مقدس با دست خالی در برابر ارتش مجهز بعثی ایستادند، امروز هم با آگاهی و بصیرت، اجازه نخواهند داد که «خرمشهرِ امروز»—یعنی انرژی هستهای و قدرت بازدارندگی—به حراج گذاشته شود.
رهبر انقلاب دیروز با صراحت یادآور شدند که مذاکره با دولت کنونی آمریکا بیفایده است. این سخن نه یک تحلیل سیاسی صرف، بلکه نتیجه یک تجربه تاریخی است. امروز جنگ، جنگ روایت است؛ دشمن در پی آن است که ادراک ملت ایران را تغییر دهد، معنای استقلال را از ذهنها بزداید و بهجای «مقاومت»، «تسلیم» را به یک ارزش بدل کند. در این جنگ ادراکی، ابزار دشمن توپ و تانک نیست؛ رسانه، تبلیغات و سادهلوحی برخی سیاسیون داخلی است.
خرمشهر با خون آزاد شد، نه با کاغذ و قلم بیانیهنویسان. امروز نیز «ایران هستهای و موشکی» با صلابت مردم حفظ خواهد شد، نه با لبخندهای دیپلماتیک بر سر میزهای بیحاصل.
خرمشهر را کسی نمیبخشد؛ همانگونه که عزت ایران را کسی به حراج نخواهد گذاشت.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















