آسمان‌آباد امروز بوی نرگس می‌داد؛ اشک مادران با لبخند ایمان درهم آمیخته بود. یادواره شهدای ایل خزل، تنها مراسمی یادبود نبود؛ پیمانی دوباره بود با شهیدان، با فاطمیه و با عشق به وطن.

آسمان‌آباد امروز حال و هوای دیگری داشت؛ بوی خاک، بوی نرگس و عطر غربت فاطمیه در هوای شهر پیچیده بود. دشت‌های ایلام گویی دوباره به احترام خون پاک شهیدان ایل خزل سر تعظیم فرود آورده بودند.

در این یادواره مردمی، بانوان ایل خزل با لباس‌های فاخر کردی در صف‌هایی منظم ایستاده بودند. در دستانشان قاب عکس‌هایی از فرزند، برادر یا همسر شهیدشان دیده می‌شد؛ تصاویری که روایتگر ایمان، غیرت و عشق به وطن بودند. اشک در چشمانشان برق می‌زد، اما نه از اندوه؛ از شوق ادامه دادن راه آنان که برای عزت ایران جان دادند.

فضای یادواره آمیخته با نور شمع‌های یاد و نغمه‌های معنوی بود. از دل جمعیت، زمزمه‌های صلوات و اشک‌های مادرانه برمی‌خاست؛ گویی هر گوشه از سالن، داستانی از رشادت‌ها و حماسه‌های فرزندان این دیار را بازگو می‌کرد.

در بخشی از مراسم، نمایش آیینی با محوریت دفاع مقدس توسط فرزندان ایل خزل اجرا شد؛ نمایشی که توسط بانوان اجرا شد و اجرای سرود «سلام فرمانده» در آن جالب توجه بود، سرودی که جلوه‌ای از ولایتمداری و عشق به فرمانده‌ای دارد که بی‌تردید فرزندان زهرا(س) هستند. این اجرا با فریاد «یا زهرا(س)» در فضای سالن طنین انداخت و یاد روزهای ایمان و مقاومت را زنده کرد.

این یادواره، تنها بزرگداشتی برای گذشته نبود؛ تجدید عهدی بود با آرمان‌های انقلاب اسلامی، با خون شهیدان، و با بانوانی که همچون حضرت زهرا(س) در سکوت و صبر، ستون‌های استقامت یک ملت‌اند.

امروز ایل خزل بار دیگر نشان داد که راه شهیدانش ادامه دارد؛ همان ایل سترگ که در روزهای آتش و خون سنگر را خالی نکرد و اکنون در میدان بصیرت و فرهنگ، پرچم‌دار هویت ایرانی است.

آسمان‌آباد امروز تنها میزبان یک مراسم نبود، بلکه میزبان عهدی دوباره بود؛ عهدی میان نسل دیروز و امروز، میان خون و قلم، میان مادران شهید و فرزندان انقلاب.

از دل این عهد، زمزمه‌ای برمی‌خاست که تا دوردست‌های ایران می‌رفت:
«ما هنوز ایستاده‌ایم، بر قله ایمان و فاطمیه.»

  • نویسنده : عباس اکبری زاده