در شبی پر از شور و هم‌نفسی، ایل شریف ملکشاهی در حسینیه قمر بنی‌هاشم گرد هم آمد تا با سخن، شعر و تجربه، معنای واقعی اتحاد را دوباره زنده کند.

شامگاه امروز، حسینیه قمر بنی‌هاشم ایلام حال‌وهوای دیگری داشت؛ جایی که بزرگان، نخبگان، بانوان، جوانان و معتمدان ایل شریف ملکشاهی کنار هم نشستند تا بار دیگر روح همبستگی دیرینه را زنده کنند. نشستی که نه فقط یک برنامه، بلکه تپش دوباره قلب ایل بود؛ تلاشی برای بازسازی امید و بازآرایی مسیر آینده.
آغاز مراسم با تلاوت قرآن توسط قاری پیشکسوت ملکشاهی حاج علیرضا ملکی‌زاده، حالتی از آرامش و معنویت در فضا جاری کرد؛ گویی آیاتی که خوانده می‌شد، برکت و نشاط را به جمع بازمی‌گرداند.
افشار نخستین سخنران بود؛ با بیانی صمیمی اما ریشه‌دار در تحلیل اجتماعی. او از دردهای بی‌اتحادی گفت، از اجزایی که باید دوباره در کنار هم بنشینند. پیشنهادش برای تشکیل مجمع مشترک بزرگان، نخبگان، جوانان و بانوان، مثل چراغی بود که برای ادامه مسیر روشن شد.
سپس دکتر علی کرمی، استاد جوان و اندیشمند، با زبانی علمی اما پرشور، از سند توسعه گفت و از نقشی که جوانان می‌توانند در آینده ملکشاهی بازی کنند. سخنانش بوی «امکان» می‌داد؛ بوی این‌که می‌شود از همین خاک، آینده‌ای تازه ساخت، اگر دست‌ها کنار هم قرار بگیرند.
در ادامه، فضا رنگ ادبی–فرهنگی به خود گرفت. صید جهانبخش یعقوبی، شاعر نام‌آشنای ملکشاهی، وقتی اشعارش را خواند، روح جلسه جان تازه‌ای گرفت. هر بیتش مثل تپشی تازه بود برای قلب ایل؛ حماسه، مهربانی، غیرت، همه در کلماتش جاری بود.
بانو شهناز شاهمرادیان، با صدایی محکم و قلبی سرشار از دغدغه، از زنان گفت؛ از نقشی که زنان ملکشاهی می‌توانند در ساختن فردای بهتر ایفا کنند. سخنانش تجسمی از مقاومت نرم و قدرت پنهان زنان ایل بود؛ قدرتی که باید دیده شود.
آخرین سخنران، سرآهنگر، سردار دفاع مقدس، با همان صلابت و صداقت روزهای جنگ سخن گفت. او از خطوط جدایی گفت؛ خطوطی که باید پاک شوند تا ملکشاهی دوباره «یک ایل واحد» شود. کلامش بار تجربه داشت؛ تجربه مردی که طعم هم‌دلی را در سخت‌ترین روزهای تاریخ چشیده است.

و در پایان…
از نگاه نگارنده، این نشست یک “مدال امید” بود؛
مدالی که فقط با اتحاد بر گردن ایل می‌نشیند.
مدالی که وقتی بدرخشد، روشنایی‌اش در تمام تنگه‌ها، دشت‌ها و خانه‌های ملکشاهی دیده خواهد شد.

و شایسته است در پایان از اجرای گرم، مسلط و دلنشین قدرت شاه‌محمدی یاد شود؛ مجری توانمندی که با کلام روان و حضور آرام‌بخش خود، رشته‌های این همدلی را به زیبایی به هم پیوند زد و روح مراسم را زنده‌تر کرد.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده