شب یلدا دوباره از راه رسیده؛ شبی که اگرچه بلندترین شب سال است، اما یادآور این حقیقت هم هست که هیچ تاریکی پایدار نیست.
امسال گرچه شرایط اقتصادی و معیشتی برای بسیاری از ما دشوار است، اما سنتهای دیرین ایرانی، مثل پهنکردن سفرهی شعر و تفأل به دیوان حافظ، دلها را گرم و امید را زنده نگه میدارند.
در این شب باستانی، سفرهای از کلمات پهن میکنیم و از لسان حکیم شیراز طلب روشنایی و آرامش مینماییم.
سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است
بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی
قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز
ورای حد تقریر است شرح آرزومندی
الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور
پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی
جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت نیست
ز مهر او چه می پرسی در او همت چه می بندی
همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی
دریغ آن سایه همت که بر نااهل افکندی
در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است
خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی
به شعر حافظ شیراز می رقصند و می نازند
سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی
تفسیر :
حدیث درد و رنج و حاجت خویش را جز به باد به کشی دیگر نگفته اید چون می دانید که صدایتان را به خداوند می رساند. الطاف و رحمت ایزدی شامل حالتان شده است. به مقصود می رسید راهی را که می روید ادامه دهید فقط یادتان باشد کبر و غرور شما را از راهتان دور نسازد. نکند که طمع کنید و همت و تلاش را کنار بگذارید. همیشه با خدا باشید.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















