انقلاب اسلامی ایران پیش از آنکه در خیابانها به یک خیزش عمومی تبدیل شود، در فضاهایی شکل گرفت که کارکردی فراتر از عبادت داشتند. در بسیاری از شهرهای کشور، مسجد بهمثابه «رسانهای مردمی» عمل کرد؛ رسانهای بینیاز از کاغذ و فرستنده، اما برخوردار از عمیقترین سرمایه ارتباطی یعنی اعتماد اجتماعی. در شهر ایلام نیز این […]
انقلاب اسلامی ایران پیش از آنکه در خیابانها به یک خیزش عمومی تبدیل شود، در فضاهایی شکل گرفت که کارکردی فراتر از عبادت داشتند. در بسیاری از شهرهای کشور، مسجد بهمثابه «رسانهای مردمی» عمل کرد؛ رسانهای بینیاز از کاغذ و فرستنده، اما برخوردار از عمیقترین سرمایه ارتباطی یعنی اعتماد اجتماعی. در شهر ایلام نیز این نقش بهروشنی قابل مشاهده است.
بررسی اسناد و روایتهای تاریخی نشان میدهد که مسجد، بهویژه در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷، به کانون تولید پیام، تبیین اندیشه و شکلدهی به کنش اجتماعی تبدیل شده بود. روحانیون انقلابی از ظرفیت منبر نه فقط برای وعظ دینی، بلکه برای آگاهیبخشی اجتماعی، نقد سیاستهای فرهنگی رژیم پهلوی و تبیین مسئولیت دینی مردم استفاده میکردند. در واقع منبر مسجد کارکردی همانند یک «رسانه جمعی» داشت که پیام را مستقیم، بیواسطه و اثرگذار به مخاطب منتقل میکرد.
یکی از مهمترین عرصههای این تأثیرگذاری، آگاهسازی و فعالسازی زنان بود. در خطابهها بر هویت دینی زن مسلمان، ضرورت حفظ کرامت فرهنگی، اهمیت تربیت نسل آینده و نقش اجتماعی زنان تأکید میشد. این پیامها در فضایی منتقل میشد که مخاطب نه یک شنونده منفعل، بلکه عضوی از یک اجتماع مؤمنانه بود. همین ویژگی باعث میشد پیامهای مسجد به سرعت در سطح خانواده و محله بازتولید شود.
نتیجه این فرایند ارتباطی، حضور معنادار زنان ایلامی در صحنههای اجتماعی انقلاب بود. دانشآموزان، فرهنگیان و زنان خانهدار، که پیشتر مخاطبان جلسات مذهبی بودند، به کنشگران اجتماعی تبدیل شدند و در راهپیماییها، اعتراضات و فعالیتهای انقلابی مشارکت فعال یافتند. این تغییر نقش، نشاندهنده موفقیت مسجد در تبدیل «پیام» به «رفتار اجتماعی» است؛ کارکردی که در نظریههای ارتباطات از آن بهعنوان بالاترین سطح تأثیرگذاری رسانه یاد میشود.
مسجد در ایلام همچنین توانست میان اقشار مختلف جامعه پیوند برقرار کند. حضور همزمان روحانیون، کسبه، کارمندان، جوانان و زنان در این فضا، نوعی شبکه ارتباطی طبیعی ایجاد کرد که پیامهای انقلابی را بدون نیاز به ساختارهای رسمی گسترش میداد. به این ترتیب، مسجد نهتنها محل عبادت، بلکه مرکز هماهنگی فرهنگی و اجتماعی جامعه شد.
ویژگی مهم این الگو، مردمیبودن آن بود. برخلاف رسانههای رسمی که نیازمند ساختار اداری و ابزارهای پیچیدهاند، مسجد بر پایه سرمایههای بومی—اعتماد، ایمان، ارتباط چهرهبهچهره و مشارکت جمعی—عمل میکرد. همین امر سبب شد پیامهای منتقلشده از مسجد، باورپذیر، ماندگار و انگیزهساز باشد.
تجربه ایلام در سالهای انقلاب نشان میدهد که مسجد میتواند در بزنگاههای تاریخی، نقش یک رسانه هویتساز را ایفا کند؛ رسانهای که هم آگاهی تولید میکند، هم انسجام اجتماعی میآفریند و هم مخاطب را به مشارکت فعال دعوت میکند. حضور مؤثر زنان در تحولات انقلابی این شهر، نمادی روشن از این کارکرد ارتباطی است.
امروز بازخوانی این تجربه تاریخی میتواند برای فهم ظرفیتهای فرهنگی مسجد در جامعه معاصر راهگشا باشد. مسجد، اگر کارکرد اصیل خود را بازیابد، همچنان میتواند رسانهای زنده، اخلاقمحور و مردمپایه برای انتقال ارزشها و تقویت سرمایه اجتماعی باشد؛ رسانهای که ریشه در سنت دارد، اما پاسخگوی نیازهای هر عصر است.
- نویسنده : عباس اکبری زاده



















