تحلیل اخیر جرمی بوئن، سردبیر امور بین‌الملل بی‌بی‌سی، بیش از آنکه روایتی از یک آتش‌بس موقت باشد، تصویری از شکست یک فرض راهبردی را به نمایش می‌گذارد؛ فرضی که بر اساس آن تصور می‌شد برتری نظامی آمریکا و اسرائیل بتواند ایران را به پذیرش شروط سیاسی مورد نظر واشینگتن وادار کند. بوئن تصریح می‌کند که […]

تحلیل اخیر جرمی بوئن، سردبیر امور بین‌الملل بی‌بی‌سی، بیش از آنکه روایتی از یک آتش‌بس موقت باشد، تصویری از شکست یک فرض راهبردی را به نمایش می‌گذارد؛ فرضی که بر اساس آن تصور می‌شد برتری نظامی آمریکا و اسرائیل بتواند ایران را به پذیرش شروط سیاسی مورد نظر واشینگتن وادار کند.
بوئن تصریح می‌کند که با وجود عملیات نظامی گسترده و استقرار قابل توجه توان دریایی و هوایی آمریکا در پیرامون ایران، تهران نه تنها از مواضع بنیادین خود عقب‌نشینی نکرده، بلکه همچنان توانسته ظرفیت بازدارندگی و قدرت چانه‌زنی سیاسی خود را حفظ کند. این ارزیابی از سوی یکی از برجسته‌ترین تحلیلگران سیاست خارجی غرب، دارای اهمیت مضاعف است؛ زیرا نشان می‌دهد میان اهداف اعلامی و نتایج عملی فشار نظامی، شکافی جدی به وجود آمده است.
از منظر راهبردی، مهم‌ترین دستاورد ایران در این بحران، جلوگیری از تبدیل برتری نظامی طرف مقابل به برتری سیاسی بوده است. در ادبیات روابط بین‌الملل، موفقیت نهایی زمانی حاصل می‌شود که قدرت نظامی بتواند رفتار سیاسی حریف را تغییر دهد. اما آنچه امروز مشاهده می‌شود، تداوم مذاکرات در کنار حفظ مواضع اصلی ایران است؛ وضعیتی که نشان می‌دهد ابزار نظامی نتوانسته به اهداف سیاسی مورد انتظار دست یابد.
جرمی بوئن همچنین به واقعیتی اشاره می‌کند که سال‌ها در محاسبات امنیتی منطقه مورد توجه بوده است: امنیت انرژی جهان بدون در نظر گرفتن جایگاه ایران قابل تضمین نیست. اهمیت تنگه هرمز و تأثیر مستقیم تحولات آن بر بازارهای جهانی انرژی، بار دیگر نشان داد که ایران صرفاً یک بازیگر منطقه‌ای نیست، بلکه یکی از مؤلفه‌های اصلی ثبات اقتصادی بین‌المللی محسوب می‌شود. هرگونه راه‌حل پایدار برای بحران‌های خلیج فارس ناگزیر باید نقش و منافع تهران را در نظر بگیرد.
نکته مهم دیگر در تحلیل بی‌بی‌سی، اشاره به نگرانی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از تداوم بحران است. طی دهه‌های اخیر، راهبرد توسعه اقتصادی عربستان سعودی، امارات متحده عربی و سایر اقتصادهای منطقه بر جذب سرمایه خارجی، تجارت جهانی و تصویرسازی از محیطی باثبات استوار بوده است. جنگ و ناامنی، مستقیماً این الگو را تهدید می‌کند. به همین دلیل، بسیاری از بازیگران عربی بیش از گذشته به سمت کاهش تنش و مدیریت اختلافات با ایران حرکت کرده‌اند.
شاید مهم‌ترین بخش تحلیل بوئن، اعتراف ضمنی به ناکامی فرضیه «تغییر رفتار از طریق فشار حداکثری» باشد. او می‌نویسد آمریکا و اسرائیل تصور می‌کردند قدرت هوایی برای تغییر رفتار یا تضعیف اساسی حکومت ایران کافی است، اما اکنون با پیامدهای این محاسبه نادرست مواجه شده‌اند. این گزاره در واقع بیانگر آن است که اراده سیاسی، ظرفیت‌های بومی و عمق راهبردی ایران همچنان از عوامل تعیین‌کننده در موازنه قدرت منطقه‌ای به شمار می‌روند.
در مجموع، آنچه از تحلیل سردبیر امور بین‌الملل بی‌بی‌سی برمی‌آید این است که بحران اخیر نه به تضعیف جایگاه ژئوپلیتیکی ایران، بلکه به برجسته‌تر شدن نقش تهران در معادلات امنیتی و انرژی منطقه منجر شده است. واقعیتی که نشان می‌دهد هیچ طرحی برای آینده خلیج فارس و غرب آسیا بدون مشارکت و در نظر گرفتن منافع جمهوری اسلامی ایران، از پایداری و دوام کافی برخوردار نخواهد بود.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده