در دنیای سیاست، فراتر از هیاهوی رسانهها و بهانههای عامهپسند، واقعیتهای سخت نظامی و راهبردی هستند که مسیر تاریخ را تعیین میکنند. تحلیل تحولات اخیر نشان میدهد که تقابل میان ایران و آمریکا وارد مرحلهای شده است که در آن، ابزارهای قدیمی فشار، کارکرد خود را از دست دادهاند. ۱. عبور از فریب؛ […]
در دنیای سیاست، فراتر از هیاهوی رسانهها و بهانههای عامهپسند، واقعیتهای سخت نظامی و راهبردی هستند که مسیر تاریخ را تعیین میکنند. تحلیل تحولات اخیر نشان میدهد که تقابل میان ایران و آمریکا وارد مرحلهای شده است که در آن، ابزارهای قدیمی فشار، کارکرد خود را از دست دادهاند.
۱. عبور از فریب؛ پایان بهانههای نمادین
زمانی که صحبت از عقبنشینی ترامپ به میان میآید، برخی به دنبال دلایل سطحی (نظیر مسابقات جام جهانی فوتبال یا اقتصادی کوتاهمدت) میگردند؛ اما واقعیت بنیادین این است که «هزینه جنگ» برای واشینگتن از «سود احتمالی» آن پیشی گرفته است. برخلاف دوران گذشته، دیگر نه عملیات فریب در حین مذاکرات کارگر افتاد و نه تهدیدهای سخت توانست محاسبات تهران را تغییر دهد. ایران نشان داد که زمین بازی را بر اساس قواعد خود طراحی میکند.
۲. ناکامی در مهار قدرت سخت: موشکها و اتم
هدف اصلی از جنگهای کوتاهمدت (از ۱۲ روزه تا ۴۰ روزه) و فشارهای حداکثری، نابودی زیرساختهای استراتژیک ایران بود. اما امروز، تثبیت قدرت موشکی و حفظ توانمندی غنیسازی اورانیوم، سندی بر شکست عملیاتی طرف مقابل است. ترامپ که قصد داشت با قمار بر سر امنیت، ایران را به میز مذاکرهی ذلیلانه بکشاند، اکنون با واقعیتی روبروست که در آن ماشین جنگی و علمی ایران نهتنها متوقف نشده، بلکه بازدارندگی خود را به رخ میکشد.
۳. شکست در جبهه ادراکی؛ جایی که قمار بازنده داشت
ترامپ با اتکا به «جنگ ادراکی» و دیپلماسی توییتر، سعی داشت اراده ملت و حاکمیت ایران را دچار فروپاشی کند. اما این قمار بزرگ نیز به بنبست رسید. وقتی ابزارهای روانی نتوانند واقعیتهای میدانی را تغییر دهند، قدرت نفوذ آنها به سرعت رنگ میبازد. انجماد جنگ در این مقطع، به معنای پذیرش ناتوانی در پیشروی بیشتر از سوی آمریکاست.
۴. ترامپ؛ کارترِ قرن بیست و یکم؟
تاریخ در حال تکرار است. همانطور که جیمی کارتر در میانهی بحرانهای خاورمیانه، اقتدار جهانی آمریکا را مخدوش دید و به یک رئیسجمهور تکدورهای و ضعیف تبدیل شد، ترامپ نیز با تمام ادعاهای خود، در پرونده ایران به نتیجهای ملموس دست نیافت. تمام کردن جنگ بدون دستاوردی مشخص و در حالی که اهداف رقیب (ایران) محقق شده است، بزرگترین نشانه برای «کارترسازی» از شخصیت ترامپ در تاریخ سیاسی آمریکا خواهد بود.
عملیات مقتدرانه و ایستادگی راهبردی ایران، نه تنها پروژههای نظامی را با شکست مواجه کرد، بلکه «هنر معامله» ترامپ را به «هنر شکست» تبدیل نمود. اکنون جهان شاهد آمریکایی است که در برابر قدرت نوظهور منطقه، گزینهای جز انجماد درگیری و پذیرش واقعیتهای جدید ندارد.
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















