گزارش از سفر رئیسجمهور به کرمانشاه
از فراز هوا، کوههای زاگرس چونان دیوارهای حافظه، بر بلندای کرمانشاه سایه انداختهاند. شهری که در هر ذره خاکش، خاطرهای از آوار جنگ و نشانهای از پایداری نهفته است. هواپیمای دولت که بر باند فرودگاه شهید اشرفی اصفهانی نشست، گویی نه یک مقام رسمی، که میراثدار زخمها، وعدهها و امیدها پا به این خاک گذاشت.
در این سفر، خبرنگار بودن یعنی ایستادن در میانه تاریخ و اکنون؛ شنیدن ضرباهنگ آرزوها و اضطرابها از دل مردم، و همزمان رصد کردن تصمیمهایی که میتوانند مسیر یک نسل را تغییر دهند.
ورود به شهری که سیاست را با طعم مقاومت میشناسد.
کرمانشاه، صرفاً یک استان مرزی نیست. اینجا خط مقدم سیاستِ ملی در برابر فراموشی و تحریف است. جایی که هنوز بوی آوار بمبهای شیمیایی در خاک مانده، اما مردمش با چفیه، با لباس کُردی، با نگاهِ امیدوار، به استقبال رئیسجمهوری رفتند که مادرش از تبار همین کوهستانهاست.
«پزشکیان» با کفش خاکی از پله هواپیما پایین آمد؛ نه با لحن سخنرانیهای رسمی، بلکه با لحنِ مردی که آمده درد را بفهمد. آمده نه برای دیدن ویترین پروژهها، بلکه برای شنیدن آنچه در حاشیه شهر، در کپرها، در صف بیکاران، در دل کشاورزان مانده است.
پاسخی از کرمانشاه به اتاقهای جنگ رسانهای ریاض
در روزهایی که در ریاض، غرب با دلارهای نفتی به دنبال ائتلاف رسانهای علیه ایران است، صدای رسای دولت ایران از تریبون مردم کرمانشاه برخاست. پزشکیان در اجتماع مردمی گفت:
امروز کسانی مدعی مبارزه با داعش شدهاند که خود، پرورشدهنده و حامی آن بودند. کسی که واقعاً در برابر داعش ایستاد، شهید قاسم سلیمانی بود؛ کسی که جان خود را فدای امنیت منطقه کرد، نه کسانی که امروز بهظاهر دم از مبارزه با تروریسم میزنند. ملت ایران تهدید نمیپذیرد. آنها هنوز هم از گروههای افراطی حمایت میکنند و در عین حال، ما را متهم به ایجاد ناامنی میکنند. چگونه است که سلاح به دست افراطیون میدهند، اما جمهوری اسلامی را جنگطلب معرفی میکنند؟ چه کسی واقعاً خواهان جنگ است؟ کسانی که خود ناقض تمام اصول انسانی هستند، نمیتوانند با تهدید، ملت ایران را مرعوب کنند.
این سخنان، صرفاً موضعگیری نبود؛ بازخوانی حافظهای ملی بود در برابر جعل تاریخی دشمنان. کرمانشاه، بهمثابه رمز مقاومت، نقطهای از جغرافیای غرور ایرانی شد.
دولت در آینهی مطالبات واقعی؛ سفر وعده نبود، آزمون بود
در بیش از ۶۴ برنامه فشرده دولتی، خبرنگار بودن، یعنی دویدن میان افتتاح پروژهها، شنیدن زمزمههای ناامیدی در صف کولبران، و یافتن نقطه اتصال میان وعدههای بالادستی و واقعیت زیسته مردم.
اختصاص ۲۶ هزار میلیارد تومان بودجه عمرانی
بزرگترین زیستپالایشگاه غرب کشور در اسلامآباد
تسهیلات بیسابقه برای سرمایهگذاران در پتروشیمی، لاستیک و صنایع غذایی
ساماندهی ۶۲ هزار کولبر در قالب طرحهای قانونی اشتغال
بازگشایی پرونده راهآهن غرب و اتصال نهایی به مرز خسروی
اما مهمتر از عددها، نوع مواجهه دولت با نقد و اعتراض بود؛ پزشکیان پشت درهای بسته جلسه برگزار نکرد. به میان مردم رفت. وزرا به دانشگاه آمدند، بازاریان نقد گفتند، رسانهها سوالات تند پرسیدند، و در یک کلام: دولت، شنیدن را تجربه کرد، نه فقط گفتن را.
کرمانشاه؛ جغرافیای سیاست آیندهنگر ایران
این سفر، سندی بود بر اینکه سیاست در ایران، تنها در تهران نوشته نمیشود. آینده ایران، در همین شهرها شکل میگیرد؛ در مرزهایی که همزمان مرز خطر و فرصتاند. کرمانشاه، اگر زخم دارد، جوهر هویت هم دارد. اگر محروم است، معدن وفاداری هم هست.
برای خبرنگارانی چون ما، سفر رئیسجمهور به کرمانشاه، یک گزارش معمولی نیست. اینجا جایی است که در آن، سیاست با مردم دیدار کرد. و در این دیدار، اگر گوش شنوایی باشد، آینده متولد خواهد شد.
- نویسنده : عباس اکبری زاده



















