رویارویی ایران با رژیم صهیونیستی در خرداد ۱۴۰۴ نه تنها یک نبرد نظامی، بلکه کارزار عمیق رسانه‌ای، روانی و تحلیلی بود. مردمی که با تمام وجود ایستادند، رسانه‌هایی که دوباره مرجع شدند و خواصی که تحلیل‌های اشتباهشان امروز برملا شده است.

در واپسین روزهای خرداد ۱۴۰۴، ایران بار دیگر به‌صورت مستقیم هدف تهاجم نظامی قرار گرفت؛ جنگی که به‌رغم مدت زمان کوتاهش، لایه‌های پنهان و پیچیده‌ای از راهبردهای نظامی، امنیتی و رسانه‌ای دشمن را برملا کرد. رژیم صهیونیستی، که در دهه‌های اخیر همواره نقش نیابتی برای بلوک غرب و شبکه سلطه جهانی ایفا کرده، این‌بار با همراهی برخی دولت‌های اروپایی و چراغ سبز رسمی کاخ سفید، مأمور اجرای پروژه‌ای شد که قرار بود نه صرفاً تأسیسات دفاعی، بلکه اعتماد عمومی، انسجام ملی و مشروعیت جمهوری اسلامی را هدف قرار دهد.
اما آنچه در میدان اتفاق افتاد، تصویری کاملاً وارونه از محاسبات دشمن را ترسیم کرد. ایران نه‌تنها در برابر شدیدترین حملات سایبری، موشکی و ترکیبی مقاومت کرد، بلکه توانست در برابر هجمه روایت‌سازی‌های مسموم رسانه‌ای نیز بایستد. دشمن بر آن بود که ایران را از درون دچار فروپاشی کند؛ اما در نقطه مقابل، این مردم بودند که نه‌تنها با پایداری خود در برابر موشک و پهپاد، بلکه با ایستادگی در برابر جنگ روانی و رسانه‌ای، یک‌بار دیگر معادله‌ها را بر هم زدند.
در تمام طول این دوازده روز، مردم ایران با تمام اقشار و سلایق، در کنار نیروهای مسلح و نهادهای حاکمیتی ایستادند. تصویر جوانان نسل جدید که با لباس بسیجی و باور عمیق انقلابی، در خطوط پشتیبانی، ایست‌های بازرسی، مراکز امدادی، رسانه‌های مردمی و حتی در جبهه‌های رسانه‌ای خارج از کشور حضور داشتند، بزرگ‌ترین سند زنده بودن انقلاب در دهه پنجم آن است. برخلاف تصورات ساده‌انگارانه برخی چهره‌های سیاسی و رسانه‌ای داخلی، این نسل، نه خسته، بلکه بیدارتر، آگاه‌تر و پرانگیزه‌تر از نسل دفاع مقدس ظاهر شد.
این نبرد، در جوهره، شباهت‌های انکارناپذیری با دفاع مقدّس هشت‌ساله دارد. در هر دو آوردگاه، دشمن اصلی در «لباس نیابتی» وارد میدان شد: آن‌جا رژیم بعثی صدام، و این‌جا رژیم صهیونیستی. هر دو جبهه، هنگامی که در میدان سخت‌افزاری و مقاومت مردمی به بن‌بست رسیدند، به تاکتیک تفرقه داخلی و شبکه‌سازی جاسوسان و وطن‌فروشان متوسل شدند؛ مزدورانی که در دهه ۶۰ نام «منافقین» داشتند و امروز با برچسب‌هایی نظیر سلطنت‌طلب، شبکه معاند و عملیات رسانه‌ایِ برون‌مرزی شناخته می‌شوند.
در همین‌جا لازم است به یکی از مهم‌ترین آسیب‌های امنیت ملی اشاره کرد: تحلیل‌های غلط برخی خواص که سال‌ها با دو قطبی‌سازی‌های غیرواقعی، نادیده گرفتن اهمیت امنیت و مقاومت، و بازتولید روایت‌های خودتحقیرانه، فضای جامعه را به سمت تضعیف وحدت و اعتماد عمومی سوق دادند. نمونه‌هایی از این تحلیل‌های غلط عبارت‌اند از:
تحلیل‌هایی که پیش‌بینی می‌کردند «اگر اسرائیل به ایران حمله کند، یک تیر چراغ برق سالم نخواهد ماند و مردم نیز مانند دهه ۶۰ از وطن دفاع نخواهند کرد»؛ اما واقعیت این جنگ دوازده‌روزه، نشان داد که تیر چراغ برق‌ها سالم ماندند و مردم از کوچک و بزرگ، با هر پوشش و اعتقادی، در کنار نظام و نیروهای مسلح ایستادند.
گفته‌هایی مبنی بر اینکه «اگر جنگ شود، فقط مردم آسیب می‌بینند و مسئولان و نیروهای امنیتی در امان‌اند»؛ در حالی که در همین جنگ دوازده‌روزه، فرماندهان ارشد و دانشمندان هسته‌ای و امنیتی کشور به شهادت رسیدند و مردم، با تمام وجود در خط مقدم دفاع ایستادند.
طرح دوگانه‌های کاذبی مثل «امنیت در برابر آزادی» یا «مقاومت در برابر رفاه» که عملاً تلاش کردند مردم را در برابر حاکمیت قرار دهند و راه را برای نفوذ دشمن هموار کنند.
رهبر معظم انقلاب بارها تأکید کرده‌اند که مردم ایران امروز، از نسل دهه ۶۰ نیز متدین‌تر و انقلابی‌تر هستند و «خدای ایران همان خدای سال ۶۰ است». ایشان با تحلیل سیاسی دقیق خود نشان دادند که حفظ انسجام ملی و اعتماد به مردم، کلید اصلی مقابله با دشمن است و هر نوع دو قطبی‌سازی و تحلیل نادرست، در نهایت به سود دشمنان ایران تمام می‌شود. این نکته کلیدی، بارها در سخنان ایشان به‌عنوان محور سیاست‌گذاری‌های امنیتی و اجتماعی مورد تأکید قرار گرفته است.
باید اذعان کرد که بخشی از بحران امنیت ملی در سال‌های اخیر، نه ناشی از تحریم یا تهدید خارجی، بلکه زاییده تحلیل‌های آلوده و ناآگاهانه برخی خواص بود. کسانی که امنیت را امری دست‌دومی، مقاومت را هزینه‌زا و دشمنی دشمن را توهم توصیف کردند، امروز نیز در برابر واقعی‌ترین تهدیدها یا سکوت کرده‌اند یا نقش توجیه‌گر دشمن را ایفا می‌کنند. برخی از این افراد، با بازنشر تحلیل‌های جهت‌دار، با طرح دوگانه‌های امنیت/آزادی یا مقاومت/رفاه، عملاً در زمین دشمن بازی کردند و تحلیل غلط را به‌جای تحلیل راهبردی نشاندند.
در همین جنگ دوازده‌روزه، دیدیم که برخلاف القائات قبلی، زیرساخت‌های کشور در برابر حمله‌های سنگین دوام آورد. بمب‌های سنگرشکن، موشک‌های دوربرد و پهپادهای پیشرفته دشمن، نتوانستند خللی اساسی در شبکه برق، انرژی، یا تأسیسات حیاتی کشور ایجاد کنند. نه تنها نیروگاه‌های هسته‌ای آسیب ندیدند، بلکه حتی خدمات عمومی در بسیاری از مناطق دچار اختلال نشد. این پایداری، حاصل سال‌ها سرمایه‌گذاری بومی، فناوری داخلی، و درایت نیروهای گمنام و دانشمندان این سرزمین است؛ همان‌هایی که برخی خواص، با تمسخر و تحقیر، آنان را از حافظه عمومی حذف کرده بودند.
در بُعد رسانه‌ای نیز، تجربه جنگ دوازده‌روزه نقطه عطفی بود. رسانه‌های داخلی، که سال‌ها زیر فشار هجمه‌ها و بی‌اعتمادی مصنوعی بودند، در این میدان با تکیه بر ظرفیت‌های بومی، بار دیگر به مرجعیت خبری بازگشتند. آن‌سو، شبکه‌های معاندی مانند اینترنشنال، که خود نقش فعال در هماهنگی عملیات روانی دشمن داشتند، نتوانستند فضای روانی کشور را به تسخیر کامل درآورند. مردم، به رسانه‌های خودی بازگشتند؛ همان رسانه‌هایی که در بحران، کنارشان ایستاده بودند، نه بر فراز آن‌ها.
با این حال، بزرگ‌ترین تهدید همچنان پابرجاست: تهدید نفوذ در تحلیل. امروز بیش از همیشه باید دانست که بزرگ‌ترین روزنه‌های آسیب، نه در مرزهای فیزیکی، که در مرزهای ذهنی و ادراکی نخبگان شکل می‌گیرد. آنان‌که تحلیل غلط می‌سازند، دو قطبی‌سازی دروغین می‌کنند، بحران را انکار یا توجیه می‌کنند، خود بخشی از راهبرد دشمن برای تهی‌سازی ملت از درون هستند. اگر قرار است اصلاحی صورت گیرد، باید از اتاق‌های فکر، تریبون‌های روشنفکری و بسترهای نخبگانی آغاز شود.
اکنون وقت آن رسیده است که برخی از چهره‌های شناخته‌شده عرصه سیاست و رسانه، بابت تحلیل‌های نادرست، دوگانه‌سازی‌های مخرب، و حمایت از گفتمان‌های برون‌زا، به مردم عذرخواهی کنند. مسئولیت خواص، سنگین‌تر از همیشه است. در میدان جنگ نظامی، ممکن است دشمن را با موشک پاسخ داد؛ اما در میدان جنگ فکری، تنها سلاح، صداقت، تحلیل صحیح و وفاداری به حقیقت است.
و فراتر از همه این‌ها، یک حقیقت همچنان ثابت مانده است: خدای ایران، همان خدای دوران دفاع مقدس است. اگر دشمن پیشرفته‌تر شده، ما نیز آگاه‌تر و عمیق‌تر شده‌ایم. اگر پیچیدگی تهدیدها بیشتر شده، هوشمندی ملت نیز چند برابر شده است. این ملت، از زخم نمی‌ترسد؛ چون ایمان دارد که هر زخم، پله‌ای است به سوی پیروزی. و این پیروزی، نه فقط شکست یک دشمن، بلکه اثبات یک ملت است؛ ملتی که هنوز، با همه‌جان، وطن را می‌فهمد و برایش می‌ایستد.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده