خاطره ای جالب از عبدالحمید کرمی پیشکسوت رسانه ای ایلام در ایام دفاع مقدس از آیت الله مروارید درخواست آذوقه برای مردم شهرک اسلامیه نمودم که موفق شدم دوکیسه بزرگ خیار خریدم وفوری به شهرک اسلامیه برگشتم که دراون موقع برای مردم خیلی حیاتی بود چون هم گرسنگی وهم تشنگی رابرطرف می کرد ! اینکه […]
خاطره ای جالب از عبدالحمید کرمی پیشکسوت رسانه ای ایلام در ایام دفاع مقدس
از آیت الله مروارید درخواست آذوقه برای مردم شهرک اسلامیه نمودم که موفق شدم دوکیسه بزرگ خیار خریدم وفوری به شهرک اسلامیه برگشتم که دراون موقع برای مردم خیلی حیاتی بود چون هم گرسنگی وهم تشنگی رابرطرف می کرد !
اینکه می گویند جنگ از31شهریور59شروع شده درست نیست چرا جنگ از اردیبهشت 59 ازمهران آغازشد.
اردیبهشت 59 برای برگزاری نمایشگاه عکس وکتاب همراه جناب علیمردان نادی به مهران رفته بودیم که فصل برداشت کشاورزان بود که عراقی ها ازطریق پرتاب بقول مردم اون زمان خمسه خمسه می گفتند به خرمن وکشت های مردم آنها رابه آتش می کشید چندروزی ازبرگزاری نمایشگاه نمی گذشت که این اتفاقات واقدامات ایذایی ازسوی بعثیون ادامه داشت که یک روز جناب حمید کریمی برای بازدید نمایشگاه آمده بودند واصرارکردند که روزبعد مهمانشان درهرمز آباد باشیم هرچندتا اون موقع بعثیون بیشتر فرخ آبادرامی زدند که روزبعد حدود ساعت 12به خانه جناب کریمی رفتیم وخوشحال ازاینکه امروز ناهارخوبی می خوریم چون اون دوران غذای بچه های جهاد بیشترنان وپنیر وهندوانه یاگوجه ای بود که وقتی رسیدیم خونه جناب کریمی خدارحمت کند مادرش راکه داشت نان تنوری درست میکرد که ماهم گفتیم تا ناهار آماده میشه بریم پشت بام که پرتاب خمسه خمسه ها رانگاه کنیم که هنوز پله چوبی را بالا نرفته بودیم که همون لحظه چند خمسه خمسه به سر هرمز آباد فرودآمد وچندنفررازخمی کرده بود که بقیه مردم دراون گرما سراسیمه خانه های خودراترک کردند وبسوی شهرک اسلامیه راهی شدند که ماهم خودراباهرمشکلی خودرا به اونجارساندیم بی آنکه ازهمدیگرخبرداشته باشیم وقتی اونجا رسیدم شاهدجمعیت زیادی بودیم ازجمله فرماندارمهران به اسم قره داغی که بین زنان نشسته بود وگریه می کرد که من باعصبانیت به اوتشرزدم چه خبره این جورخودت راباخته ای که گفت شما چه خبرداری عراقی ها باهلی کوپتر حمله کردند ومهران رااشغال کردند که درجوابش گفتم هراتفاقی افتاده حق نداری اینطور خودت راببازی!
بعدازآن بود باتوجه به تشنگی وگرسنگی مردم درشهرک اسلامیه به هرشکلی بود خودرابه ایلام رساندیم وسریع به جهاد استان خدمت آیت الله مروارید رساندم وجریان راخدمتشان عرض کردم ودرخواست آذوقه برای مردم که موفق شدم دوکیسه بزرگ خیار خریدم وفوری به شهرک اسلامیه برگشتم که دراون موقع برای مردم خیلی حیاتی بود چون هم گرسنگی وهم تشنگی رابرطرف می کرد !
اینکه می گویند جنگ از31شهریور59شروع شده درست نیست چرا جنگ ازاردیبهشت 59 ازمهران آغازشد.
یاد شهیدان ورزمندگان وجهادگران گرامی باد.
عبدالحمیدکرمی-مسئول وقت کمیته فرهنگی جهاد سازندگی استان ایلام


















