عملیات چندسطحی وزارت اطلاعات، نه‌تنها لایه‌های پنهان موساد را درنوردید، بلکه با ایجاد یک اختلال امنیتی منطقه‌ای، موازنه روانی میز مذاکرات را به نفع ایران تغییر داد. اکنون قدرت بازدارندگی نه‌فقط در برد موشک، بلکه در عمق نفوذ اطلاعاتی بازتعریف شده است.

در نیمه دوم خردادماه و هم‌زمان با ورود پرونده هسته‌ای ایران به نقطه‌ای حساس از مذاکرات، صحنه منطقه‌ای شاهد عملیاتی بی‌سابقه و چندلایه از سوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بود؛ عملیاتی که نه‌تنها یکی از عمیق‌ترین نفوذهای امنیتی تاریخ رژیم صهیونیستی را رقم زد، بلکه با افشای اطلاعات راهبردی، زیرساخت‌های اطلاعاتی تل‌آویو، واشینگتن و حتی نهادهای وابسته به ناتو را دچار آشفتگی ساختاری کرد.

در شرایطی که اروپا و آمریکا به‌دنبال بهره‌گیری از مکانیسم ماشه برای وادارسازی ایران به تن‌دادن به توافقی نامتوازن بودند، انتشار خبر این عملیات، محاسبات امنیتی غرب را وارد مرحله‌ای از ابهام استراتژیک کرد. تحلیلگران اطلاعاتی می‌گویند هم‌زمان با تماس تلفنی اضطراری ترامپ با بنیامین نتانیاهو، رئیس‌جمهور  آمریکا در جریان سطح «بی‌سابقه» نفوذ وزارت اطلاعات ایران قرار گرفت؛ نفوذی که پیامدهای آن به مراتب فراتر از هر پاسخ نظامی مستقیم بود.

اگر عملیات‌های پیشین با عنوان «وعده صادق» به‌عنوان پاسخ‌های موشکی در سطح سخت تلقی می‌شد، اکنون با نسخه‌ای تکامل‌یافته از آن مواجه هستیم که ابعاد اطلاعاتی، سایبری و ساختارشکنانه دارد. این عملیات از منظر تاکتیکی و راهبردی در قالب «وعده صادق‌های جدید» قابل تحلیل است:

وعده صادق سوم: واکنشی نرم‌افزارمحور به عملیات پهپادی رژیم صهیونیستی در آسمان ایران بود؛ پاسخ بدون شلیک حتی یک گلوله، اما با ابعادی چندین‌برابر بازدارنده‌تر.

وعده صادق چهارم: با تخریب کامل زیرساخت‌های پدافندی و آفندی اطلاعاتی اسرائیل در سه حوزه عملیاتی ـ شامل سامانه‌های تحلیل تهدیدات، تشخیص تهدید زودهنگام و ارتباطات میدانی موساد ـ توانست یک سکوت اطلاعاتی اجباری به تل‌آویو تحمیل کند.

وعده صادق پنجم: نفوذ به سامانه‌های فرماندهی-کنترلی نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس بدون اینکه حتی پنتاگون از سطح تهدید مطلع شود، نشان داد ساختارهای امنیت سایبری ایالات متحده نیز به‌شدت آسیب‌پذیر شده‌اند.

وعده صادق ششم: غرب دیگر نمی‌تواند ایران را متهم به وقت‌کشی در مذاکرات کند. این عملیات نقشه‌راه فشار دیپلماتیک غرب را دچار اختلال کرد و دستورکار جدیدی را بر میز مذاکره تحمیل نمود: ارزیابی نفوذ ایران در ساختارهای اطلاعاتی اسرائیل  ،آمریکا و ناتو.

وعده صادق هفتم: عمق استراتژیک ایران در منطقه، از سوریه تا لبنان، از اردن تا عراق، با برهم‌ریختگی در سازوکارهای امنیتی آمریکا و اسرائیل تقویت شد. خطوط دفاع موشکی برای مقابله با حملات احتمالی ایران در این کشورها، عملاً فلج شده‌اند.

وعده صادق هشتم: ایران اکنون صاحب «برگ برنده امنیتی» در میز مذاکره است؛ برگ برنده‌ای که می‌تواند نقش تعیین‌کننده در تعیین حدود امتیازدهی و امتیازگیری داشته باشد.

وعده صادق نهم: اثر روانی این عملیات بر افکار عمومی ایران قابل‌مقایسه با عملیات‌های مهم دوران دفاع مقدس است. مردم با مشاهده اقتدار اطلاعاتی کشور، به سطحی جدید از خودباوری و همبستگی ملی دست یافته‌اند.

آنچه در این عملیات قابل‌تأمل است، ترکیب هم‌زمان سه ساحت «نفوذ»، «افشا» و «فلج‌سازی» است. برخلاف الگوهای کلاسیک عملیات اطلاعاتی که یکی از این مؤلفه‌ها را هدف می‌گیرد، وزارت اطلاعات در این رخداد، هم‌زمان:

به لایه‌های فوق‌حساس موساد و سیا نفوذ کرد،
اسناد راهبردی را افشا نمود،
و نهایتاً ساختار تحلیل تهدید در چند محور عملیاتی را به‌طور کامل از کار انداخت.

این عملیات را باید نقطه عطفی در راهبرد امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران دانست. اگرچه ممکن است ابعاد فنی و دامنه نفوذ این عملیات در ماه‌های آینده به‌تدریج روشن شود، اما آنچه اکنون مشخص است، ورود ایران به فاز «بازدارندگی فعال در حوزه امنیت اطلاعاتی» است؛ فازی که فقط با عملیات ترکیبی، چندسطحی و متااطلاعاتی قابل تحقق است.

ایران اکنون نه‌تنها در میدان دیپلماسی که در میدان امنیت نرم نیز ابتکار عمل را در دست دارد.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده