وقتی شب جمعه از راه می‌رسد و زمین هنوز از داغ حاج قاسم می‌سوزد، نام دیگری در کنار شهدای آسمانی جا خوش می‌کند: شهید سلامی. او رفت، همان‌گونه که می‌خواست؛ در سکوت شب، با لبخندی بر لب، و دلی مطمئن به وعده‌گاه سیدالشهدا. و غدیر، این‌بار نه به رنگ جشن، که با پرچم سرخ شهادت آغاز شد.

در طنین خونین این روزها که آسمان می‌گرید و زمین در عطش غیرت شهیدان می‌سوزد، دل‌های مؤمن و جان‌های وفادار، غم شهادت فرماندهان رشید سپاه اسلام را به سوگ نشسته‌اند. این ضایعه‌ی سترگ را به پیشگاه امام زمان (عج)، ساحت قدسی رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه‌ای (مدّ ظلّه‌العالی) و عموم ملت مجاهد ایران اسلامی تسلیت می‌گوییم.
اما این داغ، داغی از جنس شکست نیست؛ جراحتی است که بوی قیام می‌دهد. این آتش، خاکستر نمی‌سازد؛ جبهه را شعله‌ور می‌کند.
در هنگامه‌ی غفلت جهانی و در سکوت ناعادلانه‌ی نهادهای بین‌المللی، جبهه‌ی انقلاب اسلامی با قامتی افراشته، بی‌هراس از پروتکل‌های سیاسی و بی‌نیاز از مجوزهای بین‌المللی، پرچم مقاومت را در دستان غیرت‌مداران خود فشرده نگاه داشته است. این جبهه، فرزندان پاک‌باخته‌ای دارد که به یک اشاره‌ی رهبر، سر در قدم جهاد می‌نهند.
فرمان بده فرمانده؛ نسل حاج قاسم زنده است.
اینک که در سوگ سردار سرافراز اسلام، شهید سلامی، دل‌ها می‌تپد، باید دانست که او نه در بستر مرگ، که بر فراز میدان شهادت به پرواز درآمد. شب‌هنگام، آن‌گاه که شهر در خوابی آرام غرق بود، سلامی راهی ابدیت شد. گویی بازخوانی صحنه‌ای از عاشورا بود؛ همان‌گونه که سیدالشهدا (ع) در روز عرفه از مکه عزم کوفه کرد و در کربلا جاودانه شد، سردار سلامی نیز در آستانه‌ی عید غدیر خم، در مسیر ولایت، ارباً اربا گشت و غدیر را خونین‌تر و پُرمعناتر از همیشه رقم زد.
غدیر امسال، جشن نبود؛ میعادگاهی بود میان بیعت و خون.
در چنین روزی، شعار “دست خدا بر سر ماست، خامنه‌ای رهبر ماست” نه یک شعار، که فریاد حیات‌بخش یک امت بود؛ امت مجاهدی که امروز به‌خوبی می‌داند ریشه‌ی عزتش در تبعیت از ولی فقیه و شرافت خون شهیدان است.
ای مقتدای حکیم ما!
در این میدان غبارآلود، ما چشم در چشم شما داریم و گوش به فرمان. به جان می‌خریم آن‌چه را اراده کنید.
تن‌هایمان خاکریز است و قلب‌هایمان مرز.
اگر امروز، نغمه‌ی خیانت یا سستی از زبان برخی مدیران داخلی شنیده می‌شود، دیگر مجالی برای خرمشهرهایی با مدیریت‌های بنی‌صدری نیست!
نه عقب می‌رویم، نه آرام می‌گیریم. ما نسل آتش به اختیاریم.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده