ای جامهی سرشار از راز و رمز! تو نهتنها پارچهای نیستی، بلکه کفن خاکی مردی هستی که در معرکهی جهاد، قامت عشق و ایمان را درهم نشکستنی ساخت. آن خاکی که بر تو نشسته، همچون غباری است که از تنور قیام و آتش غیرت برخاسته؛ خاکی که گواهی میدهد بر عشق بیپایان و ایثاری که در خاکریز حریم ولایت به ثمر نشست.
همان گونه که چادر خاکی حضرت زهرا (س) در غم و حسرتِ دفاع از امامت امیرالمؤمنین (ع) به خاک و غبار نشسته بود، این لباس نیز آکنده از غبار دلاوریها و مهر بیداری است؛ غباری که در هر ذرهاش، پژواک فریادهای خاموش و آههای جانکاه عاشقانی را دارد که با جان خویش عهدی ناگسستنی بستند.
ای سردار شهید حاجیزاده! تو آن شعلهی تابان در افق انقلاب و اسلام، آن چراغ راهنمایی که در شب تاریک فتنه، قلب تاریخ را روشن کردی. کفن خاکی تو، نشانهای است از مردانگی و استواری در عرصهی نبرد؛ همچون چادری که حضرت زهرا(س) بر دوش کشید و خاکش آغشته به خون غیرت بود، تو نیز این لباس را به مثابه پرچم عشق و پایمردی برافراشتی.
لباس تو، بازگوی هزاران قصه ناگفته است؛ قصههای مادرانی که با دلهایی پر از شوق، بدرقهگر فرزندانشان بودند، قصههای وداعهای خاموش و آسمانی که به پاس قامت استوار تو، به گریه نشستند. کفن خاکی تو، بوی بارانهای بهاری و خاکهای بیابانهای نورانی وطن را دارد؛ خاکی که از خون دل و ایمان آبیاری شده است.
امروز بر این لباس مقدس بوسه میزنیم؛ لباس تو، کفن ماست که بر تن انقلابی خود میپوشیم و در سراسر ایران عزیز با آن طواف میکنیم، و هر تجاوزی را در برابرش خنثی میسازیم. این لباس، لباس احرام ایرانی است؛ احرامی که پاسدار حریم و حرم ایران است، و هیچگاه از پای نخواهد نشست.
ما وارثان راه تو، این کفن خاکی را به جان میفشاریم و سوگند میخوریم که تا آخرین نفس، پرچم ولایت را بر بلندای افتخار نگاه داریم. راه تو، راهی است که جز به فداکاری و ایثار، ثمر نمیدهد؛ راهی است که نسلهای بعد، از آن بهعنوان سندی ماندگار یاد خواهند کرد.
سلام بر خاک کفنپوشانِ عهد و پیمان؛ سلام بر حاجیزادهها، سلام بر مدافعان خللناپذیر ولایت و انقلاب.

- نویسنده : عباس اکبری زاده



















