ایران، با خون شهیدانش، فلسفهٔ «کل یومٍ عاشورا» را به جهان مادی یادآوری کرد؛ فلسفه‌ای که در آن، سکه‌ها ساکت می‌شوند و صداها از حنجرهٔ ایمان بلند.

امشب، تقویم زمان به شب نخست محرم ۱۴۴۷ هجری قمری رسیده است. اما محرم امسال برای ایران، نه یک مناسبت، بلکه یک استمرار تاریخی بود. چرا که پیش از آن‌که طبل عزا به صدا درآید، ایران دوازده روز در میدان نبرد، کربلا را مجسم کرد؛ کربلایی به وسعت یک ملت، یک ایدئولوژی، و یک افق جهانی برای تمدن نوین اسلامی.
در واپسین روزهای خردادماه، تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی ـ در قامت نیابت از ائتلاف غربی ـ ایران را هدف قرار داد. اما واکنش جمهوری اسلامی، نه یک دفاع صرف، بلکه تجلی جدیدی از عاشورا بود؛ جایی که مردم به میدان آمدند، نه فقط برای جنگ نظامی، بلکه برای نبردی معرفتی، روانی و تمدنی.
از همان روز نخست، زمین ایران تبدیل به رمزی از کربلا شد. علمداران یکی‌یکی از میدان رفتند. خبرنگار شجاعی چون سحر امامی، در قامت یک روایتگر عاشورایی، ندای «هل من ناصر» عصر خود را به تصویر کشید. هم‌زمان، مادران، دختران، زنان محجبه و حتی بی‌حجاب، از اقشار مختلف جامعه، چنان در صحنه حضور یافتند که مرزهای ظاهری را درهم شکستند و وحدتی حسینی پدید آوردند. این بار، زینب‌ها پیش از اسارت، بر صفحه تلویزیون ظاهر شدند، نه با بغض، که با صلابت؛ نه برای مرثیه، که برای روایت حقیقت.
اما دشمن، همچون قرون گذشته، حربه‌های تکراری خود را از غلاف بیرون کشید. زن را ابزاری برای سرکوب مردان مبارز ساخت؛ با وعده آزادی‌های فریبنده، تلاش کرد ریشه غیرت را بخشکاند و سربازان جبهه مقاومت را از سنگر جدا کند. طلا و نقره را همان‌گونه که در طول تاریخ به حلقوم برخی خواص ریخت، این بار به دهان و دستان خبرنگارنماها و سلبریتی‌های مأمور ریخت تا روایت‌ها را وارونه کنند و تصویر ایران مقاوم را با تصویری مجازی، تحقیرشده و بی‌پشتوانه جایگزین سازند.
ارتش رسانه‌ای دشمن، نه با بمب، که با دروغ‌های زراندود، وارد عمل شد؛ ده‌ها خائن، ده‌ها جاسوس، ده‌ها زبان فروخته‌شده، ماموریت داشتند روح مقاومت را بکشند، نه جسم‌ها را. این همان جنگ روانی بود که روزی در صفین با قرآن‌های نیزه‌ای رخ داد، در کربلا با وعده عافیت، و امروز با امپراتوری رسانه و هشتگ.
اما ایران، این بار فرق داشت. مردم ایران، مرد و زن، هر یک به رسانه‌ای انقلابی تبدیل شدند. خبرنگار شجاع فقط سحر امامی نبود؛ هر دانشجو، هر زن خانه‌دار، هر معلم، هر جوان جهادگر، تبدیل به بلندگوی حقیقت شد. در برابر ارتش رسانه‌ای دشمن، لشکری از روایت‌گران جبهه حق ایستادند.
و شبی فرا رسید که موشک‌های ایرانی در خاک دشمن فرود آمدند و هیمنه ابرقدرت‌ها را شکستند. پایگاه‌های نظامی آمریکا، این بت‌های مدرن، به لرزه درآمدند. ترس و سردرگمی، بر اردوگاه غرب سایه افکند و در نهایت، همان شیطانی که مدعی تمدن و قدرت بود، تسلیم شد و آتش‌بس را پذیرفت.
ایران، استان همیشه در خط مقدم مقاومت، در این دوازده روز، شهدای عاشورایی تقدیم کرد. جوانانی که گویی از بطن تاریخ آمده بودند؛ عباس‌وار جانبازی کردند، علی‌اکبر‌وار رشادت نشان دادند، علی‌اصغر‌وار مظلومانه پرپر شدند و وهب‌وار ایمان آوردند و رفتند. این بار، کربلا نه در گذشته، که در حال بود؛ نه محدود به جغرافیا، که جاری در فرهنگ و هویت.
ایران، در آستانه محرم، خود به عاشورا تبدیل شده است. نهضت حسینی از عاشورا تا امروز، در جوهره ملت ایران زنده است؛ این ملت، همچنان ایستاده، همچنان فریادگر، و همچنان صاحب پیام است:
«ما ملت امام حسینیم»

  • نویسنده : عباس اکبری زاده