در روزگار ما، گفتمان دموکراسی در فضای سیاسی ایران بیش از آنکه مفهومی فلسفی و ساختاری باشد، به ابزاری تبلیغاتی و عددی فروکاسته شده است. جریانهای سیاسی، بسته به منافع مقطعی خود، گاه با تکیه بر درصد آرا و گاه با تردید در میزان مشارکت، سعی دارند مشروعیت یا بیاعتباری نهادهای رقیب را اثبات کنند. در این میان، جوهرهی دموکراسی در هیاهوی آمار و نمودار گم میشود.
دموکراسی در معنای کلاسیک خود ــ چنانکه متفکرانی چون توکویل، هانا آرنت و جان رالز یادآور شدهاند ــ نه صرفاً فرایندی عددی برای تعیین اکثریت، بلکه نظمی ارزشی و نهادی است که به پایبندی به قانون، آزادی و تکثر اجتماعی متکی است. انتخابات، گرچه تجلی ظاهری دموکراسی است، اما به تنهایی ضامن تحقق آن نیست؛ زیرا دموکراسی نه در «روز رأیگیری» بلکه در «روزهای پس از رأیگیری» زنده میماند.
رأی اکثریت از مجموعهای از رأیهای کوچک و متکثر تشکیل شده است؛ از دل تکصداها و خواستهای فردی و گروهی به دادهای جمعی میرسد که نام آن را «اکثریت» میگذاریم. اما دموکراسی ریاضی نیست؛ دموکراسی گفتمان است. این گفتمان بر پایهی گفتوگو، شنیدن دیگری، و پذیرش تفاوتها شکل میگیرد، نه بر مبنای جمع و تفریق عددی آرا.
فهم درست از دموکراسی، ما را به این نکته میرساند که اکثریت سیاسی الزاماً معادل حقانیت سیاسی نیست. اکثریت تنها برآیند یک سازوکار انتخاباتی است، اما دموکراسی زمانی معنا مییابد که برگزیدگان آن، خود را نمایندگان تمام ملت بدانند؛ نه فقط رأیدهندگان خویش. احترام به اقلیت، شنیدن صدای مخالف، و پایبندی به اصول قانون اساسی، سنگ بنای دموکراسیاند، نه درصد مشارکت یا میزان آرا.
دولت و مجلس برآمده از انتخابات، اگر بخواهند حافظ دموکراسی باشند، باید نخستین اصل آن را پاس بدارند: حمله نکردن به دموکراسی به نام دموکراسی. دموکراسی نه میدان جدال اعداد، بلکه عرصهی بلوغ سیاسی و اخلاقی جامعه است. هرگاه قدرت، قانون را فرع بر خواست خود بداند، هرچند با پشتوانهی اکثریت، روح دموکراسی پیش از هر چیز در درون نظام سیاسی میمیرد.
دموکراسی را نمیتوان در درصدها سنجید. دموکراسی، زیستِ آگاهانهی ملت در سایهی قانون است؛ توازن میان قدرت و اخلاق، میان رأی و مسئولیت.
- نویسنده : عباس اکبری زاده



















