«صدای سکوتی از دل خاک و بتن یادمانها به گوش میرسد؛ سکوتی که قصه هزاران جان فدای آرمان را روایت میکند. وقتی وارد سالن نشست خبری میشوید، نه تنها با یک اتاق جلسه روبهرو هستید، بلکه با فضایی معنوی مواجه میشوید که یاد و حضور شهید گمنام در هر نگاه و حرکت احساس میشود؛ محیطی که رسانهها را به قلب تاریخ و مقاومت پیوند میزند و هر کلمه را با حضور شهدا سنگین و معنادار میکند.»
نشست خبری در مکانی برگزار شد که حال و هوای آن، تلفیقی از فضای معنوی هیئتهای مذهبی و سکوت پر معنا یادمانهای دفاع مقدس بود؛ گویی دیوارها و سقف محل برگزاری، هنوز نفسهای شهدای گمنام را در خود داشتند و هر حرکت، هر نگاه و هر کلمه، با حضور آنها معنا پیدا میکرد. این مکان، نه صرفاً سالن جلسات، بلکه یک محیط مقدس بود که رسانهها را با روح مقاومت و فداکاری گمنامهای هشت سال دفاع مقدس و جنگ دوازده روزه پیوند میزد.
در نشست خبری اخیر ادارهکل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان ایلام با اصحاب رسانه، گزارهای کلیدی چندینبار تکرار شد: «هر کاری پیوست رسانه نداشته باشد، ناقص و ابتر است.»
این جمله، نه یک شعار اداری، بلکه توصیف دقیق وضعیت امروز سیاستگذاری فرهنگی در حوزه دفاع مقدس در استانی است که هفت یادمان آن در تراز ملی و ۴۷ یادمان شهید گمنام در آن پراکنده است؛ استانی که خاطره جنگ در آن نه صرفاً یک تاریخ بلکه یک تجربه زیستهی جمعی است.
سرهنگ علی مرغزاری، مدیرکل حفظ آثار، از همان ابتدا صحنه را روشن کرد:
ایلام در دوران دفاع مقدس، «در آوارگی هم آواره شد.»
این جمله، یکی از پیچیدهترین مفاهیم انسانشناختی جنگ را بازگو میکند: وقتی بحران از سطح تخریب فیزیکی عبور کرده و به «جابهجایی هویت»، «تغییر معناهای زیستمحیطی» و «انقطاع فرهنگی» میرسد. همین نقطه است که رسانه و هنر، نه در جایگاه حاشیهای بلکه در موقعیت بازیگر اصلی بازسازی حافظه قرار میگیرند.
مرغزاری، در سخنانش یک «نقشه راه عملیاتی» ترسیم کرد:
از تولیدات سینمایی و هنری گرفته تا چاپ و نشر، روایت پیشکسوتان، اسناد دفاع مقدس، راهیان نور و زیرساختهای یادمانهای شهدا؛ همه اینها بهمثابه اجزای یک منظومه عمل میکنند. اما او یک هشدار مهم داد:
برای رسیدن به نقطه مطلوب، باید ۱۰۰ برابر بیشتر کار کرد.
در سطح سیاستگذاری فرهنگی، این گزاره به معنای «شکاف ظرفیت ـ اقدام» است؛ یعنی حجم مسئولیتی که متراکمتر از توان فعلی نهادهاست و تنها با «پیوند ساختاری با رسانه» قابل اصلاح است. از منظر ارتباطات، این پیوند نه صرفاً پوشش خبری بلکه مشارکت فعال رسانهها در تولید معنا، بازخوانی روایتها و جریانسازی گفتمانی است.
نشست خبری، با حضور شهید گمنام نیز جالب توجه بود. این جلسه، به نوعی رسانهای شدن شهید گمنام بود؛ یادآور گمنامهایی که در طول هشت سال دفاع مقدس و حتی در جنگ دوازده روزهای که برای این اتحاد مقدس گذشتند، جان خود را فدای آرمانها کردند و اکنون در سکوت یادمانها همچنان پیامآورند.
مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس و مقاومت استان ایلام، جملهای گفت که لایههای عمیق هویتی دارد:
«شهدا رسانه هستند»
این تعبیر، از منظر جامعهشناسی فرهنگ، یادمانها را از یک سازه فیزیکی فراتر برده و به «رسانههای هویتی» تبدیل میکند؛ حاملان نمادین یک دوره، پیامآوران سکوتی که از هر واژهای بلندتر شنیده میشود.
مرغزاری همچنین تأکید کرد که صدای مسئولان ارشد استان درباره اهمیت این حوزه «صدای خوبی» است؛ اما آنچه در عمل اهمیت دارد، پیشروندگی و پیشبرندگی است. یعنی مدیریت فرهنگی نمیتواند در وضع موجود متوقف شود؛ باید تحرک داشته باشد، راهبری داشته باشد و روایتسازی را از حالت خطی و اطلاعاتمحور به روایتگری چندلایه، میانرشتهای و تجربهمحور تبدیل کند.
این نشست، یک پیام آشکار برای جامعه رسانهای استان داشت:
حفظ آثار دفاع مقدس یک وظیفه اداری نیست؛ یک پروژه تمدنی است که بدون رسانه امکان تحقق ندارد.
ایلام، با گنجینه عظیم یادمانها و تاریخ مقاومتش، هنوز ظرفیتهای شکوفانشده فراوانی دارد.
اینجا جایی است که میتوان از دل خاک جبههها، روایتهای تازهای برای نسل امروز استخراج کرد؛ روایتهایی که اگر نگوییم ستونهای هویت استان هستند، بیشک پایههای حافظه جمعی این مردماند.
اکنون، در این بزنگاه تاریخی، رسانهها میتوانند ـ و باید ـ نه تنها انعکاسدهنده کارهای انجامشده باشند، بلکه معماران روایتی تازه از مقاومت ایلام شوند.
این همان مأموریت بزرگ است؛ مأموریتی که در این نشست، از سطح «گفتار» عبور کرد و تبدیل به یک درخواست رسمی، شفاف و تاریخی شد
- نویسنده : عباس اکبری زاده


















