فتنه‌گران رنگ عوض کرده‌اند، اما راهبردشان ثابت مانده است؛ مصادره مطالبات اقتصادی و هدایت آن به سمت تفرقه، ناامنی و معامله استقلال ملی.

نهم دی فقط یک تاریخ در تقویم نیست؛ نهم دی لحظه‌ای است که ملت، در اوج غبار، راه را تشخیص داد. امروز، در آستانه این روزِ تعیین‌کننده، ایران دوباره در متن یک نبرد پیچیده ایستاده است؛ نبردی که گلوله ندارد اما زخم می‌زند، خاکریز ندارد اما قربانی می‌گیرد؛ جنگ ترکیبیِ فرساینده‌ای که اقتصاد، روان جامعه و امید مردم را هم‌زمان نشانه رفته است.
پس از شهادت رئیس‌جمهور سیزدهم و عبور از جنگ دوازده‌روزه با رژیم صهیونیستی و آمریکا، دشمن میدان را عوض کرده است. حالا دیگر آتش از آسمان نمی‌بارد؛ از بازار ارز، از سفره مردم، از تیترهای مسموم و هشتگ‌های هدایت‌شده فرو می‌ریزد. کاهش قدرت خرید، فشرده شدن معیشت و اضطراب اقتصادی مردم، واقعیتی تلخ و انکارناپذیر است؛ زخمی که اگر درمان نشود، عمیق‌تر خواهد شد.
تجمع امروز، هشتم دی‌ماه ۱۴۰۴، بازاریان تهران، صدای درد است؛ دردِ واقعی. این صدا نه ضد امنیت است، نه ضد کشور. این فریاد، فریاد زندگی است. مردم حق دارند بپرسند، مطالبه کنند و عدالت اقتصادی بخواهند. اما درست در همین نقطه است که مرز باریک اعتراض با آشوب ترسیم می‌شود؛ مرزی که اگر دیده نشود، مطالبات مردمی به میدان بازی دشمن تبدیل خواهد شد.
رسانه مسئول، آینه‌ی مردم است؛ نه طبل فتنه. رسانه می‌گوید اعتراض حق است، اما راه آن خشونت، التهاب و تفرقه نیست. راه، گفت‌وگو، شفافیت و راهکار است. تجربه این ملت نشان داده هرجا عقلانیت کنار رفته، فتنه وارد شده و هرجا مردم ایستاده‌اند، ایران مانده است.
امروز کشور بیش از هر زمان، نیازمند همدلی فعال است؛ نه سکوت، نه هیجان. با وجود همه نقدها به دولت، در این میدان جنگ شناختی و اقتصادی، تضعیف دولت یعنی تضعیف کشور. اختلاف‌سلیقه‌ها محترم‌اند، اما ایران بالاتر از همه جناح‌هاست.
فتنه‌گران بازگشته‌اند؛ همان‌ها، با نقابی تازه. رنگ عوض کرده‌اند، از سبز به صورتی، اما رؤیا همان رؤیاست: ایرانِ کوچک، وابسته، معامله‌شده پشت میزهای واشنگتن. آن‌ها از درد مردم نردبان می‌سازند، نه برای حل مسئله، که برای فروپاشی اعتماد.
اما این ملت، ملت نهم دی است.
ملت تشخیص لحظه‌ها.
ملت ایستادن، وقتی حباب‌ها باد می‌شوند و حقیقت می‌ماند.
من ایرانی‌ام؛
و در برابر هر حباب فتنه‌ای که بخواهد صدای مردم را به فریاد آشوب تبدیل کند، می‌ایستم.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده