ابرهای صبحگاهی ایلام مانع از درخشش حضور مردم نشد. امروز، کشتی ایران در مسیر هدایت رهبری استوار ماند و مردم، با شور و هیجان، مشت محکمی بر دهان دشمن زدند؛ شهری کوچک، اما با موجی از اتحاد و امید بی‌سابقه.

صبح ابری ۲۲ بهمن، در حالی به سمت مرکز شهر راه افتادم که مجهولات ذهنی‌ام تحت تأثیر فضای مجازی و القائات رسانه‌های معاند، تردیدی از جنس ناامیدی را رقم زده بود. به عنوان یک خبرنگار، فکر می‌کردم شاید با یک معادله چندمجهولی روبرو شوم که خروجی‌اش خلوتی خیابان‌ها باشد؛ اما هرچه پیش‌تر می‌رفتم، پیاده‌رویِ پرشور پیر و جوان، زن و مرد و کودکان، چشمِ امیدم را بازتر می‌کرد.

در محل تجمع، با اقیانوسی از جمعیت غافلگیر شدم؛ جمعیتی چند ده هزاری که تمام محاسبات قبلی را به هم ریخت. در میان غوغای جمعیت، ناگهان صدای دوستان دوران مدرسه (راهنمایی شهید هاشم شفیعی) مرا به ۲۰ سال پیش برد. دیدار غیرمنتظره همکلاسی‌هایی که حالا هر کدام مسیری را در زندگی رفته بودند، عجیب‌ترین و شیرین‌ترین اتفاق امروز بود.

شاگرد اول کلاس‌مان، مثل همان سال‌ها، پاسخِ مجهولِ ذهنی مرا داد. وقتی از وضعیت مالی و شغلی‌شان پرسیدم، فهمیدم اکثرشان کارمند ساده یا کاسب هستند و اکثرشان زیر فشار شدید اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. با صراحت پرسیدم: «با این همه نقد و نارضایتی، چرا آمدید؟»

پاسخ‌شان تکان‌دهنده و درس‌آموز بود: «به خاطر همان رفاقتی که تو را به اینجا کشاند، ما هم آمدیم. یادت هست در مدرسه اگر داشتیم یا نداشتیم، ساندویچ‌هایمان را با هم تقسیم می‌کردیم؟ امروز هم برای ایران آمدیم تا نگذاریم کشورمان را دشمنان بین خودشان تقسیم کنند.»

دوستان قدیمی‌ام با خنده خاطرات فوتبال‌مان را زنده کردند؛ یاد روزهایی که در زمین خاکی، شیفته «پائولو مالدینی» بودم و در دفاع آخر بازی می‌کردم. می‌گفتند: «آن زمان دفاع آخرِ تیم بودی و حالا مدافع ولایت شده‌ای؛ هرچقدر هم خواستند زمینت بزنند، نتوانستند.»

ایلام شهر کوچکی است، اما امروز اقیانوسی بود که تمام سلیقه‌ها را در خود جای داد. چهره‌هایی را دیدم که منتقد بودند، اما امروز برای «وطن» آمده بودند. ۲۲ بهمن باشکوه امسال، یک معجزه در عصر حاضر بود؛ روزی که کشتی ایران به هدایت رهبر حکیم انقلاب، حول محور وحدت و انسجام حرکت کرد و مردم با حضوری حماسی، پاسخی قاطع به دشمنان دادند.

امروز ثابت شد که ایرانِ ما، بیش از هر چیز به اراده این «شاگرد اول‌هایی» متکی است که در سخت‌ترین شرایط، سنگر رفاقت و وطن‌پرستی را خالی نمی‌کنند.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده