سالها رسانههای غربی، بهویژه بیبیسی، تلاش کردند از محمد بنسلمان چهرهای بسازند که گویا قرار است عربستان را یکشبه از دل سنت به قلب مدرنیته پرتاب کند. روایت غالب این بود: پول نفت + حمایت واشینگتن = توسعه سریع و عبور از تاریخ. اما اکنون همان رسانهها، آرامآرام در حال اعتراف به شکست همان روایت […]
سالها رسانههای غربی، بهویژه بیبیسی، تلاش کردند از محمد بنسلمان چهرهای بسازند که گویا قرار است عربستان را یکشبه از دل سنت به قلب مدرنیته پرتاب کند. روایت غالب این بود: پول نفت + حمایت واشینگتن = توسعه سریع و عبور از تاریخ.
اما اکنون همان رسانهها، آرامآرام در حال اعتراف به شکست همان روایت هستند.
گزارش اخیر «سباستین آشر» در بیبیسی، در واقع نه صرفاً نقد چند پروژه اقتصادی، بلکه اعترافی دیرهنگام به فروپاشی یک توهم است؛ توهم اینکه میتوان توسعه را وارد کرد، هویت را با برجهای شیشهای جایگزین نمود و ثبات را با نمایشهای رسانهای خرید.
پروژههایی مانند «نئوم» قرار بود نماد عربستانِ آینده باشند؛ شهری که قرار بود جهان را شگفتزده کند. اما امروز، کوچکشدن پروژهها، عقبنشینی سرمایهگذاران خارجی و تردید بازارهای جهانی نشان میدهد حتی ثروتمندترین متحد آمریکا در منطقه نیز نتوانسته از دام اقتصاد رانتی و وابستگی ساختاری عبور کند.
واقعیت تلخ اینجاست که توسعه، کالایی وارداتی نیست.
نه با رقص شمشیر کنار رؤسای جمهور آمریکا ساخته میشود، نه با کنسرتهای میلیارددلاری و نه با تبلیغات پرزرقوبرق رسانههای غربی.
بنسلمان تصور میکرد میتواند با ترکیبی از سرکوب داخلی و لبخند خارجی، شکافهای عمیق اجتماعی و اقتصادی عربستان را پنهان کند؛ اما اکنون حتی رسانههایی که روزی او را «معمار آینده خاورمیانه» معرفی میکردند، از بحران مشروعیت اقتصادی و سیاسی پروژه او سخن میگویند.
آنچه امروز در عربستان دیده میشود، صرفاً بحران یک پروژه عمرانی نیست؛ شکستِ مدل «توسعه وابسته» است. مدلی که گمان میکرد نزدیکی به واشینگتن میتواند جایگزین تولید واقعی، مشارکت اجتماعی و استقلال راهبردی شود.
شاید بزرگترین درس این تحولات برای ملتهای منطقه همین باشد:
هیچ کشوری با تکیه بر دلار نفتی و حمایت خارجی به قدرت پایدار تبدیل نمیشود. توسعه واقعی از درون ملتها، از تولید، از اعتماد اجتماعی و از استقلال سیاسی متولد میشود؛ نه از صحنهآراییهای پرهزینه و پروژههای فانتزی.
- نویسنده : عباس اکبری زاده

















