«کوهی از صلابت… با مشتی که حتی در لحظه‌ی وصال، گره‌کرده باقی ماند.» این توصیف تکان‌دهنده‌ی حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای از پیکر مطهر پدر و رهبر شهیدمان، تنها یک روایت تاریخی نیست؛ بلکه تصویرِ تمام‌نمای مکتبی است که تسلیم در قاموس آن معنا ندارد. مشتی که گره شد تا به تمام مستکبران عالم […]

 

«کوهی از صلابت… با مشتی که حتی در لحظه‌ی وصال، گره‌کرده باقی ماند.»
این توصیف تکان‌دهنده‌ی حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای از پیکر مطهر پدر و رهبر شهیدمان، تنها یک روایت تاریخی نیست؛ بلکه تصویرِ تمام‌نمای مکتبی است که تسلیم در قاموس آن معنا ندارد. مشتی که گره شد تا به تمام مستکبران عالم بفهماند این پرچم، لرزان نخواهد شد.

اما شگفتیِ این حماسه آنجاست که امروز در ایوانِ قهرمان، کودکی مظلوم با همان نشان و با همان مشتِ گره‌کرده به قافله‌ی شهیدان می‌پیوندد. گویی آن خونِ شجاعتی که در سفره‌ی کرامتِ رمضانِ امام خامنه‌ای به کالبد ایران تزریق شد، حالا در رگ‌های «سربازانِ گهواره‌ای» که امام روح‌الله وعده‌شان را داده بود، جوانه زده است.

رهبر عزیز و مقتدر امروزمان، با تواضعی علوی فرمودند که تکیه بر کرسی رهبری بعد از چنان قله‌ای، تنها با استعانت الهی و یاری مردم ممکن است. و ما امروز در مشت‌های گره‌کرده‌ی کودکانمان، پاسخ این استعانت را می‌بینیم. دشمن باید بداند وقتی کودک ایوانی با مشت گره‌کرده به مسلخ عشق می‌رود، یعنی این ملت تا آخرین قطره خون، پایِ عهدِ خود با ولایت ایستاده است.

شهادت، پایان نیست؛ بلکه تزریقِ غیرت به کالبدِ جامعه است. از صلابتِ پیکر رهبر شهید تا مظلومیتِ مقتدرانه‌ی کودک ایوانی، همه یک پیام دارند: ایران، مهدِ شیرانی است که حتی در گهواره، راهِ عزت و مشتِ گره‌کرده را از بر کرده‌اند.

  • نویسنده : عباس اکبری زاده