درخواستی از استاندار ایلام: شاخصهای ارزیابی مدیرانن شرکت استان ایلام از معدود استانهای کشور است که همزمان از ذخایر قابل توجه نفت و گاز، پالایشگاه گاز، مجتمعهای پتروشیمی و موقعیت راهبردی در زنجیره انرژی کشور برخوردار است. بر اساس منطق توسعه، چنین ظرفیتی باید به مزیت رقابتی استان در حوزه اشتغال، سرمایهگذاری و رشد اقتصادی […]
درخواستی از استاندار ایلام: شاخصهای ارزیابی مدیرانن شرکت
استان ایلام از معدود استانهای کشور است که همزمان از ذخایر قابل توجه نفت و گاز، پالایشگاه گاز، مجتمعهای پتروشیمی و موقعیت راهبردی در زنجیره انرژی کشور برخوردار است. بر اساس منطق توسعه، چنین ظرفیتی باید به مزیت رقابتی استان در حوزه اشتغال، سرمایهگذاری و رشد اقتصادی تبدیل میشد؛ اما واقعیتهای اجتماعی و اقتصادی، تصویری متفاوت را نشان میدهد.
طی چهار دهه گذشته، دولتهای مختلف با رویکردهای متفاوت بر سر کار آمدهاند و به دنبال آن، مدیران صنعت نفت، گاز و پتروشیمی نیز بارها تغییر کردهاند. هر دولت مدیران مورد اعتماد خود را منصوب کرده و هر دوره نیز با وعدههای تازهای درباره توسعه و اشتغال آغاز شده است؛ اما پرسش اساسی همچنان بیپاسخ مانده است؛ چرا با وجود این حجم از سرمایه ملی، ایلام هنوز در زمره استانهای دارای نرخ بالای بیکاری قرار دارد؟
پاسخ این پرسش را نباید در اختلافات سیاسی یا تغییر دولتها جستوجو کرد، بلکه باید عملکرد نظام مدیریتی و سیاستگذاری توسعهای را مورد نقد قرار داد. مسئله اصلی، ضعف در تبدیل ظرفیتهای عظیم انرژی به فرصتهای پایدار اقتصادی برای مردم استان است.
سالهاست که با انتشار هر اطلاعیه استخدام در صنایع نفت، گاز یا پتروشیمی، فضای عمومی استان ملتهب میشود. اتهام رانت، سفارش، روابط قومی و تبعیض، به بخشی از ادبیات اجتماعی تبدیل شده است. اما واقعیت این است که ریشه این بیاعتمادی، صرفاً در فرآیندهای استخدامی نیست؛ بلکه در کمبود فرصتهای شغلی نهفته است. زمانی که هزاران جوان تحصیلکرده برای تعداد محدودی فرصت شغلی رقابت میکنند، طبیعی است که هر استخدامی با تردید و اعتراض همراه شود.
مشکل اصلی، محدود بودن ظرفیت اشتغال نیست؛ بلکه فقدان برنامه برای توسعه ظرفیتهای جدید است. اگر صنایع پاییندستی نفت و گاز، واحدهای تکمیلی پتروشیمی، شرکتهای دانشبنیان مرتبط با انرژی و زنجیره ارزش این صنعت در ایلام توسعه مییافت، امروز رقابت بر سر چند فرصت شغلی، به مطالبه ایجاد هزاران فرصت جدید تبدیل میشد.
از سوی دیگر، یکی از ضعفهای جدی در نظام مدیریتی، ارزیابی مدیران بر اساس شاخصهای اداری و آماری است. مدیری که صرفاً انضباط سازمانی را حفظ کند، گزارشهای منظم ارائه دهد و اهداف اداری وزارتخانه را محقق سازد، لزوماً مدیر موفقی برای استان ایلام نیست. در استانی که مهمترین مطالبه مردم، اشتغال است، موفقیت یک مدیر باید با شاخصهایی مانند جذب سرمایهگذاری، توسعه صنایع پاییندستی، افزایش سهم نیروهای متخصص بومی، حمایت از پیمانکاران توانمند استان، اجرای مسئولیتهای اجتماعی صنعت نفت و ایجاد اشتغال پایدار سنجیده شود.
استناد به آمارهای رسمی اشتغال نیز زمانی ارزشمند است که با واقعیت زندگی مردم همخوانی داشته باشد. کاهش نرخ بیکاری روی کاغذ، زمانی برای جامعه قابل قبول است که جوان ایلامی نیز اثر آن را در بازار کار، درآمد خانوار و کیفیت زندگی خود احساس کند. در غیر این صورت، آمارهای مثبت نمیتوانند جایگزین واقعیتهای اقتصادی شوند.
مدیران صنعت نفت، گاز، پالایشگاه و پتروشیمی در ایلام صرفاً مدیر یک مجموعه صنعتی نیستند؛ آنان مدیریت بخشی از مهمترین سرمایههای ملی را در استانی بر عهده دارند که انتظار طبیعی مردم آن، بهرهمندی از مزایای این ثروت خدادادی است. از همین رو، انتظار میرود نگاه مدیریتی از اداره روزمره سازمانها، به مدیریت توسعهمحور تغییر یابد.
امروز بیش از هر زمان دیگری، ضرورت دارد شاخصهای ارزیابی مدیران حوزه انرژی در ایلام مورد بازنگری قرار گیرد تا مسئولیت این بخش به مدیرانی سپرده شود که علاوه بر توانایی اداره سازمان، دارای برنامه عملیاتی، قدرت جذب سرمایه، تعامل مؤثر با بخش خصوصی و اراده جدی برای ایجاد اشتغال باشند. مدیر موفق در ایلام، مدیری نیست که تنها کارنامهای منظم در ساختار اداری داشته باشد؛ مدیر موفق کسی است که بتواند ظرفیتهای نفت و گاز را به رونق اقتصادی، کاهش بیکاری و افزایش امید اجتماعی تبدیل کند.
در نهایت، مردم ایلام انتظار غیرمنطقی ندارند. آنان فقط میخواهند ثروتی که از دل خاک استان استخراج میشود، سهمی ملموس در توسعه، اشتغال و رفاه فرزندان همین سرزمین داشته باشد. این مطالبه، نه سیاسی است و نه جناحی؛ بلکه حقی است که باید با مدیریت کارآمد، برنامهریزی علمی و پاسخگویی شفاف محقق شود.
- نویسنده : عباس اکبری زاده



















