آمارهای رسمی اخیر، ایلام را در زمره استانهایی قرار داده که طی ماههای گذشته نرخ تورمی بالاتر از میانگین کشور را تجربه کردهاند. این آمار، اگرچه نگرانکننده است، اما از منظر علم اقتصاد نباید صرفاً بهعنوان یک شاخص عملکرد مدیریتی تفسیر شود؛ زیرا تورم، برخلاف بسیاری از شاخصهای اقتصادی، محصول برهمکنش متغیرهای کلان ملی و […]
آمارهای رسمی اخیر، ایلام را در زمره استانهایی قرار داده که طی ماههای گذشته نرخ تورمی بالاتر از میانگین کشور را تجربه کردهاند. این آمار، اگرچه نگرانکننده است، اما از منظر علم اقتصاد نباید صرفاً بهعنوان یک شاخص عملکرد مدیریتی تفسیر شود؛ زیرا تورم، برخلاف بسیاری از شاخصهای اقتصادی، محصول برهمکنش متغیرهای کلان ملی و ظرفیتهای ساختاری اقتصاد منطقهای است.
در ادبیات اقتصاد کلان، تورم نتیجه عدم تعادل میان رشد تقاضای کل و ظرفیت عرضه اقتصاد است. رشد نقدینگی، نوسانات نرخ ارز، کسری بودجه دولت، شوکهای ژئوپلیتیکی، اختلال در زنجیره تأمین، افزایش هزینههای تولید و حملونقل، انتظارات تورمی و کاهش سرمایهگذاری، همگی از متغیرهایی هستند که طی ماههای اخیر فشار مضاعفی بر اقتصاد ایران وارد کردهاند.
اقتصاد استان ایلام نیز به دلیل ویژگیهای ساختاری خود، نسبت به این شوکها آسیبپذیری بیشتری دارد. وابستگی نسبی بازار استان به ورود کالا از سایر نقاط کشور، سهم بالای هزینههای حملونقل در قیمت تمامشده کالاها، محدود بودن ظرفیت صنایع بزرگ، سهم قابل توجه هزینه مسکن و اجاره در سبد مصرف خانوار و همچنین اثرپذیری مستقیم از تحولات مرزی، موجب شده انتقال شوکهای تورمی به اقتصاد استان با شدت بیشتری صورت گیرد.
از همین منظر، باید میان علت تورم و ابزارهای مهار آثار تورم تفکیک قائل شد.
استاندار، نه سیاستگذار پولی است، نه تعیینکننده نرخ ارز و نه متولی کنترل نقدینگی. بنابراین انتظار اینکه مدیریت استانی بتواند با ابزارهای اداری نرخ تورم را کاهش دهد، از منظر علم اقتصاد انتظاری غیرواقعبینانه است. اما آنچه در حوزه اختیارات مدیریت منطقهای قرار دارد، افزایش ظرفیت عرضه اقتصاد، کاهش هزینههای مبادله، ارتقای بهرهوری، توسعه تجارت، جذب سرمایهگذاری و تقویت زیرساختهای رشد است؛ متغیرهایی که در بلندمدت شدت اثر تورم را کاهش میدهند.
بر همین اساس، مجموعه اقداماتی که طی ماههای گذشته از سوی استاندار ایلام در حوزه دیپلماسی اقتصادی مرز دنبال شده، باید در همین چارچوب مورد تحلیل قرار گیرد.
فعالسازی مرز چیلات و اکنون اخذ مجوز مرز هلاله شمالی، صرفاً یک دستاورد اجرایی یا گمرکی نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند بازآرایی مزیتهای نسبی استان در چارچوب اقتصاد مرزی است.
در نظریههای توسعه منطقهای، مرز زمانی به موتور رشد اقتصادی تبدیل میشود که از یک «گذرگاه جغرافیایی» به یک «کانون خلق ارزش افزوده» تبدیل شود؛ یعنی پیرامون آن شبکهای از خدمات لجستیکی، صنایع تبدیلی، انبارداری، حملونقل، سرمایهگذاری، تجارت و تولید شکل گیرد. در چنین شرایطی، مرز نهتنها درآمد ارزی ایجاد میکند، بلکه موجب افزایش اشتغال، ارتقای درآمد سرانه، گسترش ظرفیت تولید و افزایش عرضه کالا و خدمات در اقتصاد منطقهای میشود.
افزایش عرضه، مهمترین مؤلفهای است که در بلندمدت میتواند بخشی از فشارهای تورمی ناشی از کمبود کالا، افزایش هزینههای تولید و محدودیتهای بازار را تعدیل کند. به بیان دیگر، توسعه زیرساختهای مرزی، سیاست ضدتورمی مستقیم نیست، بلکه سیاست تقویت بنیانهای عرضه اقتصاد است؛ سیاستی که در ادبیات اقتصاد توسعه، یکی از مهمترین ابزارهای کاهش شکنندگی اقتصادهای منطقهای محسوب میشود.
در همین چارچوب، صدور مجوز مرز هلاله شمالی را میتوان حلقه دیگری از زنجیره راهبردی مدیریت استان در جهت تکمیل کریدورهای اقتصادی ایلام دانست. این اقدام در کنار ظرفیتهای مرز مهران و چیلات، میتواند زمینهساز شکلگیری یک شبکه اقتصادی سهگانه در غرب کشور باشد؛ شبکهای که در صورت اتصال به زیرساختهای حملونقل، شهرکهای صنعتی، صنایع صادراتمحور و مراکز لجستیکی، توان تغییر ساختار اقتصادی استان را خواهد داشت.
البته از منظر علمی، هیچ اقتصاددانی ادعا نمیکند که افتتاح یک بازارچه مرزی به تنهایی موجب کاهش نرخ تورم خواهد شد؛ زیرا ریشههای اصلی تورم همچنان در سطح سیاستهای پولی، مالی و ارزی کشور قرار دارد. اما همان اندازه نیز نمیتوان نقش توسعه زیرساختهای اقتصادی در افزایش ظرفیت عرضه، جذب سرمایه، ارتقای رقابتپذیری و کاهش هزینههای مبادله را نادیده گرفت.
از این رو، شاید بتوان گفت استاندار ایلام به جای انتخاب راهکارهای کوتاهمدت و نمایشی، به سراغ اصلاح متغیرهای ساختاری اقتصاد استان رفته است. انتخاب دیپلماسی مرزی به عنوان موتور محرک توسعه، در واقع تلاشی برای تقویت ظرفیتهای درونزای اقتصاد ایلام و کاهش آسیبپذیری آن در برابر شوکهای تورمی است.
بر همین مبنا، نقد عملکرد مدیریت استان نیز زمانی میتواند نقش سازنده ایفا کند که علاوه بر بیان کاستیها، به ارزیابی سیاستهای توسعهای با نگاه بلندمدت بپردازد. اقتصاد استان ایلام بیش از هر زمان دیگری نیازمند همگرایی نهادی میان دولت، بخش خصوصی، نخبگان دانشگاهی و رسانههاست؛ زیرا تجربه اقتصادهای موفق نشان داده است که مهار پایدار تورم، نه از مسیر کنترل دستوری قیمتها، بلکه از طریق افزایش ظرفیت تولید، توسعه تجارت، تقویت زیرساختها و ارتقای سرمایهگذاری محقق میشود.
در این چارچوب، میتوان استدلال کرد که راهبرد استاندار ایلام، حرکت از مدیریت روزمره بازار به سمت اصلاح بنیانهای اقتصاد منطقهای است؛ راهبردی که دیپلماسی مرزی را نه صرفاً یک ابزار سیاسی، بلکه یک اهرم اقتصادی برای تقویت عرضه، افزایش رشد منطقهای و کاهش تدریجی فشارهای تورمی بر معیشت مردم تعریف میکند.
- نویسنده : عباس اکبری زاده



















