در نشست با فعالان هنری با رئیس جمهور ؛ وقتی تریبون به جوان ملکشاهی نرسید، نامهاش صدای فرهنگ شد
در جریان نشست نخبگان، فرهیختگان و فعالان فرهنگی استان ایلام با رئیسجمهور، جوانی هنرمند از شهرستان ملکشاهی که موفق به دریافت تریبون نشد، صدای خاموش فرهنگ بومی را با قلمش فریاد زد. او در نامهای صریح و صمیمی، دغدغههای خود درباره نبود زیرساخت فرهنگی، کمتوجهی به زبان مادری و چالشهای اجرای برنامههای هنری را خطاب به رئیسجمهور نگاشت؛ نامهای که حالا میتواند زبان گویای بسیاری از جوانان بیصدا در مناطق محروم فرهنگی باشد.
«زبان قلهها، صدای مردم؛ نطق حماسی عباس نصرالهی در برابر رئیسجمهور برای ایلامی دیگر»
در میانه سفر استانی رئیسجمهور به ایلام، صدایی برخاست که پژواک آن از کوههای قلاقیران تا صحن هیئت دولت رسید. عباس نصرالهی، فعال حوزه گردشگری، در نطقی صریح و پرشور، با زبانی از جنس مردم و قلهها، تصویری روشن از ظرفیتهای فراموششدۀ ایلام ترسیم کرد؛ از لزوم تأسیس موزه باستانشناسی گرفته تا بازتعریف مرز مهران بهعنوان شاهراه دیپلماسی زائرمحور. سخنانی که نهتنها در دل مردم نشست، بلکه نگاه رئیسجمهور را نیز به خود معطوف کرد.
گزارش عملکرد استاندار ایلام به رئیسجمهور؛ دکتر کرمی و تجربهای متفاوت از مدیریت بومی
در آستانه سفر دکتر پزشکیان به ایلام، گزارشی از عملکرد دکتر احمد کرمی، نخستین استاندار بومی این استان در دهه اخیر، پیش روی رئیسجمهور قرار گرفته است. گزارشی که نه فقط بیانگر اقدامات اجرایی، بلکه بازتابی از یک تغییر رویکرد در حکمرانی محلی است؛ از تقویت دیپلماسی اقتصادی تا سازماندهی ظرفیت نخبگان و جوانان در مدیریت کلان استان.
رئیسجمهور! این مادر، به جای فریاد، با حضورش سخن گفت
در گوشهای از سالن فرودگاه ایلام، زنی سالخورده از سحرگاه نشسته است؛ نه برای پروازی خارجی، نه برای دیدار با فرزندی دور. او آمده تا صدای مادران خاموشمانده این دیار باشد؛ با دلی شکسته، اما نگاهی پرامید به مردی که شاید آمده باشد تا درهای بسته را باز کند.
رئیسجمهور میآید، اما سرمایهگذار شهرستان مهران دیده نمیشود!
سرمایهگذاری که یک دهه برای مهران ایستاد، در روز سرنوشتسازِ دیدار با رئیسجمهور به حاشیه رانده شده است. این نه فقط حذف یک شخص، بلکه نادیدهگرفتن یک نماد توسعه در ایلام است.
ایلام، دروازهی بین المللی اربعین و انرژی ؛ خوشآمدی آقای رئیسجمهور
به استقبال رئیسجمهوری آمدهایم، نه با نمادهای رسمی که با گفتمان مردمپایه. ایلام، دیاری در خط مقدم دفاع مقدس و دیپلماسی فرهنگی، اینک امید دارد سیاست توسعهمحور، از شعار به شعور و از حاشیه به متن درآید. آقای پزشکیان، شما نه میهمانِ تشریفات، بلکه وارثِ اعتماد نسلی هستید که جمهوریت را در میدان آفرید.
«گام دولت در مسیر احیای سرمایه اجتماعی و ترمیم شکافهای منطقهای»
ایلام؛ سرزمینی بر خط مقدم امنیت و معنویت، اما گرفتار در حاشیه توسعه. از مهرانِ زائرپذیر تا آبدانانِ نفتخیز، از دهلران صنعتی تا بدره گردشگری، استان ایلام با همه ظرفیتهای راهبردی خود، امروز نمادی از تضاد میان منابع عظیم و محرومیت تاریخی است. سفر رئیسجمهور میتواند نه فقط وعدهای تازه، بلکه نقطه آغازی برای درمان ساختارمند رنجهای مزمن این دیار باشد؛ اگر با نگاه عدالتمحور، سیاستگذاری هدفمند و بازتوزیع عادلانه منابع همراه شود.
با قلمت درخت بکار، با صدایت آتش را خاموش کن
کلمههای تو میتوانند سایه بسازند؛ فقط باید آغاز کنی.
چشمههای فرهنگی ملکشاهی در انتظار لولههای توسعه
ملکشاهی، با وجود مردمی فرهیخته، زنانی مطالبهگر و نخبگانی وطندوست، هنوز از زیرساختهای اولیه بیبهره است. وقتی صحبت از عدالت اجتماعی و توسعه متوازن میشود، این شهرستان باید در اول صف باشد، نه انتهای آن. سفر رئیسجمهور میتواند نقطه عطفی باشد؛ اگر گوش شنوایی برای فریاد خاموشش وجود داشته باشد.
ملکشاهی و ایوان؛ جایی که خرداد با خون گلهای جاودانه کاشت
در میانهی خرداد ۱۳۶۴، وقتی که گمان میرفت شعلههای جنگ رو به خاموشی است، آتشی تازه در ملکشاهی و ایوان زبانه کشید. دشمن بعثی، بیهیچ ملاحظهای، آسمان این دو شهر را به بارانی از بمب و آتش آراست و در اندکزمانی، بیش از ۲۰۰ تن از فرزندان بیدفاع این خاک، از کودک و نوجوان تا مادر و معلم، در خون خود غلتیدند. اما آنچه از دل این فاجعه برخاست، گلهایی بود جاودانه؛ شهیدانی که با خون خویش، خرداد ایلام را به باغی ابدی از عزت و حماسه بدل ساختند.



















