کربلای آقای شهید؛ وقتی مشهد به تماشای عاشورا نشست
١ سالهاست زائران، دست بر پنجره فولاد امام رضا(ع) میکشند؛ یکی شفای بیماری را میخواهد، دیگری گشایش روزی، آن یکی فرزند، و بسیاری آرزوی زیارت کربلای حسین(ع) را در دل دارند. در میان همه حاجتها، چه تمنایی شیرینتر از آنکه انسان، زائر حرم سیدالشهدا(ع) شود. اما تقدیر الهی، این بار جلوهای دیگر یافت. مشهد، دیگر […]
خورشیدی که گندمِ وحدت کاشت
حماسهی تشییع رهبر شهید، پیروزی دیگری بر آمریکا بود. دشمن گمان میکرد با شهادت رهبر، درخت مقاومت را خواهد خشکاند؛ اما رهبر شهید، در آخرین وداع نیز گندمِ وحدت را در سراسر امت اسلامی کاشت؛ گندمی که از ایران تا عراق، از لبنان تا یمن، از افغانستان تا پاکستان، در دلهای مؤمنان جوانه زد. گندمِ […]
آقای شهید ایران در کربلا برخاست؛ لهوف دوباره زنده شد
لهوف برخاست؛ این فصل را هنوز ننوشته بود لهوف، این بار قلمت را در مرکب اشک فرو ببر؛ محرم ۱۴۴۸، فصل دیگری از دلدادگی را میطلبد. روایت کن؛ آنگاه که کاروان تشییع، در کوچههای کربلا به حرکت درآمد، گویی خاک، خاطره قدمهای حسین(ع) را به یاد آورد و باد، نوحه فرات را در گوش […]
برای برادری که بغضِ جاماندگانِ تشییع آقای شهید ایران را نوشت
اسلام انصاریفر، برادر عزیزم! من هم مثل تو از تشییع آقای شهید جاماندم؛ جاماندهای که هنوز باورش نمیشود میان آن دریای بیکران دلدادگان، جای خالی خودش را فقط در قاب کوچک اتاقش جستوجو میکند. راستش را بخواهی، از سیزدهم تیر، همزمان با آغاز تشییع رهبر، تا ساعت چهار صبح هفدهم تیر، دیگر آن عباس اکبریِ […]
«سجدهی هنر در رکوعِ سوگ»
وقتی هنر در رکوعِ عشق است و قلمها در پیشگاه شهادت میلرزند. در ایلام، هنرمندانی برخواستند تا با رنگ و بوی وفاداری، بدرقه قائد شهید را به یادماندنیترین حماسه تبدیل کنند. از خروشِ گروه سنج و دمام و نجوای گروه سرود در مصلی تا قلمِ استوار علی هلشی در خوشنویسی، رنگهای شورانگیز کولابندی در نقاشی، […]
بحرانهای تکرارشونده سلامت در ایلام؛ از خطای مقصرسازی تا ضرورت اصلاح ساختار.
هرگاه رخدادی ناگوار در نظام سلامت استان ایلام به وقوع میپیوندد، افکار عمومی و بخشی از فضای رسانهای، بدون تحلیل ریشههای مسئله، به سرعت به سمت شخصیسازی بحران حرکت میکند. در این رویکرد، رئیس دانشگاه علوم پزشکی، مدیر بیمارستان یا حتی پزشک و پرستار، به عنوان عامل اصلی معرفی میشوند؛ در حالی که شواهد نشان […]
«ای رهبر شهید، بنگر که ایل ملکشاهی در سوگ تو برخاست و اشکهای سرخِ زنان غیورش را به پیشگاه تو هدیه آورد.»
«ای رهبر شهید، بنگر که ایل ملکشاهی در سوگ تو برخاست و اشکهای سرخِ زنان غیورش را به پیشگاه تو هدیه آورد.»
عطر وحدت؛ وقتی مردم ایران، وحدت را تشییع نکرد، آن را تجدید کرد
عطر رهبر شهید، عطر وحدت است. همان وحدتی که او طی سیوشش سال، پیوسته مردم را به آن فراخواند و آن را رمز ماندگاری و اقتدار ایران دانست. رهبر شهید، حتی در تشییع باشکوه خود نیز بار دیگر با وحدت ملی برخاست؛ گویی آخرین پیام او نیز دعوت به همدلی، انسجام و همبستگی بود. وحدت، […]
روستای طولاب؛ حافظ خاطره لبخند یک رهبر
گاهی، یک روز، از مرزِ زمان عبور میکند و به یک «تاریخ» بدل میشود. ۱۲ دیماه ۱۳۶۹، روستای طولاب تنها مقصد یک سفر نبود؛ میعادگاهِ دیدار مردمی صمیمی با رهبری بود که با سادگی، مهربانی و صمیمیت، در دلها جای گرفت. آن روز، غبارِ جادههای دورافتاده با عطر حضورِ مردی آمیخت که لبخند پدرانهاش هنوز […]
ایلام با دههنودیهایش برای عزای رهبر شهید برخاست
دههنودیهای ایلام، در یکصد و بیستوسومین شب همراهی با مردم، بار دیگر در خیابانهای شهر حضور یافتند؛ حضوری که با سرودهای حماسی، پرچمهای برافراشته و همصدایی با جمعیت، جلوهای از مشارکت نسل نوجوان در آیینهای عزاداری را به نمایش گذاشت. این نوجوانان که در شبهای گذشته نیز دوشادوش مردم در مراسم حضور داشتند، امشب نیز […]



















